اندیشههای رهبر شهید افق ۵۰ سال آینده انقلاب اسلامی را ترسیم کرده است
حجتالاسلام والمسلمین علی نهاوندی، رئیس مرکز تحقیقات اسلامی مجلس، در یادداشتی با تأکید بر نقش رهبر شهید انقلاب اسلامی در مدیریت، نظریهپردازی و هدایت کشور، نوشت: افکار و اندیشههای ایشان چراغ راه آینده انقلاب است و تربیتشدگان انقلاب باید بر اساس نظام فکری رهبر شهید، تمدن نوین اسلامی را محقق کنند. متن یادداشت به شرح ذیل است؛
“بسمه تعالی”
با تبریک و تسلیت شهادت حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای، که قلب همه شیعیان و مسلمانان آزادیخواه جهان را جریحهدار کرد و با آرزوی نابودی و سرنگونی رژیم منحوس صهیونیستی و شکست آمریکا، باید گفت نقش رهبر شهید در پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی و تحلیل افق آینده انقلاب بسیار عمیق است.
ابعاد راهبری ۳۷ سال زعامت حضرت آقا در این مختصر نمیگنجد و به نظر بنده، مراکز علمی و پژوهشی مستقلی باید بر روی آن تحقیق کنند؛ با این حال، به صورت اجمال، میتوان گفت انقلاب اسلامی یک مکتب فکری است که دارای چهارچوب منطقی، اصول و ارزشهای ثابت است و برای تحقق آن نیازمند مدیریت و رهبری در اضلاع مختلف است.
ضلع اول راهبری در حوزه مدیریت فکری، ضلع دوم مدیریت علمی و ضلع سوم مدیریت سیاسی است. برای اینکه بتوانیم یک اندیشه تمدنسازی اسلامی را محقق سازیم، از جمله تحولاتی که باید انجام شود، تحول در حوزه فکر و اندیشه است که مبانی را پیروی میکند و سپس تحول در مقوله علم است که منطق اقدام است و در پایان تحول در مدل تحقق و اداره و نظامسازی است که زیرساخت اداره جامعه مبتنی بر اندیشههای دینی است.
به همین دلیل زمانی که بیانات امام راحل و رهبری انقلاب را نگاه میکنیم، بزرگترین مسئله انقلاب را تحولات در حوزه اندیشه، دانش و علم میدانند. از این رو، شخص ولی فقیه در اندیشه ما، تنها یک راهبر و حاکم سیاسی نیست که تنها حکم حکومتی بدهد و توصیههای اخلاقی صادر نماید، بلکه ایشان نظریهپرداز در ابعاد علمی، فکری و سیاسی در یک جامعه است که مرکز علمی و تحقیقاتی باید بر اساس منویات و نظریاتش، تولید نرمافزاری و نهضت گفتمانی ایجاد کنند.
بعد از بنیانگذار کبیر انقلاب که با نظریه ولایت مطلقه فقیه و روش مردمسالاری دینی نظام اسلامی را بنیاد نهاد، مقام معظم رهبری این ایده را سازماندهی و نظامسازی کردند و به سازهها و مدلهای اجرایی نزدیک نمودند که این تحولات در مجموعه یک اندیشه راهبردی برای حوزه تمدنساز دینی بود و باید برای تحلیل و بررسی آن سالها کرسیهای نظریهپردازی و همایشهای ملی و بینالمللی گرفته شود.
اندیشه امام و رهبر شهید، دکترین علمی، هدفمند و پیشبرنده است، در نظام بینالمللی که باید در دنیا تدریس شود.
امروزه در مراکز علمی جهان افکار هگل، کانت، دکارت و دیگران تدریس میشود و به مثلاً هگلشناسان رتبه دکترا میدهند. بیانات امام و رهبری و نوع مدل مدیریتی و تحولاتی که در عرصه فکر، علم، سیاست و حاکمیت اجرا کردند، قطعا به عنوان ترمهای کاملاً علمی در دانشگاهها و حوزههای علمیه باید تدریس شود.
آنچه که از ایشان به یادگار مانده، همچون بیانات و رهنمودها، ابلاغ سیاستهای کلان، منشورهایی مانند گام دوم، منشور حوزه پیشرو و سرآمد، کتابها، دروس خارج فقه، سلوک مدیریتی و منطق اداره کشور و تعامل با نظام بینالملل، همگی حاوی منطق علمی و عملی قابل تدریس برای نسل آینده است.
رهبر شهیدمان در طول ۳۷ سال راهبری کشتی پر تلاطم انقلاب و در کوران فشارها و تحریمها با ایدههای پیشبرنده مانند اقتصاد مقاومتی، نهضت تولید علم و… زنجیرهای از نظامسازیهای مختلفی ارائه دادند که برخی به مدل اجرایی تبدیل شد و سازوکارهایی را محقق کردند که نظام جمهوری اسلامی ایران بر اساس آن مستقر و تثبیت گردید که ناظر به اهداف و رسالتهای اصلی انقلاب است. همه این موارد نیازمند سیاستگذاری، نظریهپردازی، تولید علم و تربیت نیروی انسانی و ارائه مدلهایی مبتنی بر اصول و ارزشهای اسلام ناب است و نقش مقام معظم رهبری در تحقق آن به روشنی قابل اثبات است.
به استناد تاریخ بعثت انبیاء، همواره در زمانی بود که طاغوتیان و قدرتهای ظالم بر جامعه سلطه داشتند و رسالت انبیاء بر اقامه عدل و ایجاد یک نهضت و انقلاب عمومی بود که مردم را از زیر بار این ظلم و ستم رهایی ببخشند؛ این رسالت پیامبران و اولیا در عصر غیبت به عهده علما و فقها است و این مهم بعد از انقلاب اسلامی توسط امام راحل پایهریزی و بوسیله رهبر شهیدمان مستقر گردید.
جایگاه و نقش شخصیت ولی امر مسلمین در زمان حضرت امام راحل به تشکیل و تثبیت انقلاب منجر شد و در این ۳۷ سال به مدیریت و راهبری مقام معظم رهبری، علاوه بر تثبیت و توسعه انقلاب، تحولاتی در سازه دکترین نظام شکل گرفت که در عرصههای مختلف سیاسی، اقتصادی، امنیتی، نظامی، بینالمللی حائز اهمیت است و جامعه را با یک منطق قوی و با یک شتاب در پیشرفت علم و رتبههای بالای دانشی و فناوری و نظامی و ارائه خدمات اجتماعی زبانزد کرده است.
این پیشرفت و شکوفایی در عین فشارهای ظالمانهای است که از ستمگران جهان و نظام حاکم استکباری بر ایران وارد شده، تا جایی که ما را دچار جنگهای ناخواسته، تحریمهای ظالمانه کرده است.
با گذشت نیم قرن از عمر انقلاب، هنوز شعار عدالت اجتماعی، استقلالطلبی و عزت ملی، پرورش معنویت و پیشگامی در توسعه اندیشههای الهی و توحیدی، استکبارستیزی و مطالبات بنیادین در عرصههای انسانی در جامعه ایرانی زنده است که پیامی برای آزادیخواهان جهان دارد.
این همه منبعث از یک ولی امر الهی با قدرت مدیریت عالی و مؤید به تأییدات الهی حکایت دارد و این دکترین در نظام ولایت فقیه شکل گرفته و برای دنیا الگو شده است.
دیگر دنیا از دو بخش سلطهگر و سلطهپذیر خارج شد و ما امروز شاهد آن هستیم که با افشاگری رهبران انقلاب اسلامی، پشت پرده چهره حقوق بشر و انساندوستی طرفداران دموکراسی، آزارهای جنسی در جزیره اپستین و استثمار عقیدتی جهان و انحراف فکری جوامع نمایان شده است. امروزه مرزهای دانشی تحت تأثیر خوی ددمنشانه استکباری قرار گرفته و عدالت زیر پاهای مستکبران جهان خرد شده است. مردم میبینند که حاکمان ظالم آنها با زر و زور و قدرت، نه به دنبال منافع ملی بلکه در پی لذتهای حیوانی هستند که یک نمونه آن ماجرای فلاکتبار جزیره اپستین است.
فریاد رهبر شهیدمان بر سر تمدن پوشالی غرب همین بود که اینان ظاهری آراسته و باطنی پلید دارند و اندیشه تهی از عیار انسانیت، اخلاق و معنویت را در فضای عمومی جامعه جهانی دنبال میکنند.
این کشتی پر تلاطم را تنها کسی میتواند به ساحل نجات برساند که مؤید من عند الله باشد و منور به انوار الهی؛ مقام معظم رهبری سرآمد این عصر و نسل بود و چنین کرد که امروزه ملت تربیتشدهی این امام، در برابر قدرتهای ظالم ایستادگی کرده و جوانان و نوجوانانش در جبهه مقاومت جهانی در مقابل ظلم و ستم استکبار به سردمداری آمریکای جنایتکار و رژیم منحوس صهیونیستی میایستند و مبارزه میکنند.
اگرچه ایشان در جوار رحمت حق آرام گرفته است، لکن اندیشهها و افکار ایشان چراغ راه آینده انقلاب است و رهروان ایشان باید بر اساس نظام فکری ایشان، دهههای آینده را با اندیشه مترقی ایشان بسازند و تمدن نوین اسلامی را محقق نمایند.
بحمدالله تربیتشدگان و رویشهای انقلاب بر پایه منظومه فکری رهبر شهید نیز بیشمارند که در عرصه علم و فناوری، مجاهدان جبهه مقاومت در سراسر دنیا بخشی از آنان میباشند.
از سوی دیگر، ما در ساحت راهبری و مدیریت نظام اسلامی و حکمرانی دینی نیاز به تحولات بنیادین در عرصههای ساختار، محتوا و منابع انسانی داشتیم و باید افتخار کنیم که در این مدیریت تحول، مقام معظم رهبری در تقرر و تحقق و جریان تحولات ساختاری در جمهوری اسلامی ایران بسیار موفق درخشیدند و با سیاستگذاری کلانی که انجام دادند، نگاه ما را به ساختارها هم در عرصه سختافزاری و هم نرمافزاری متفاوت و متحول کردند و به ما یاد دادند که در ساحت محتوا با منطق عمیق و عقلانیت بتوانیم در عرصههای مختلف دینی و علمی بدرخشیم و این تحول را در عرصه نهضت نرمافزاری و تولید علم برای ما ترسیم کردند. رهنمودشان اتصال میان تولید علم دینی و علوم انسانی بود.
کار بزرگ ایشان تربیت نسلی بود که امام، انقلاب و جنگ را ندیده بودند و جوانان و نوجوانان دهه ۷۰ و ۸۰ که امروزه به عنوان تربیتشدگان نظام دینی پا به عرصههای اجتماعی میگذارند، محصول رویشهای انقلاب هستند؛ بگذریم از تعداد انگشتشماری که تحت تأثیر رسانههای بیگانه و کانونهای تربیتی منحط قرار میگیرند، ولی زمانی که به تربیت انقلاب نگاه میکنیم، رویشهای بسیار زیادی داشتیم که تربیتشده مکتب رهبر شهید هستند و پا به عرصه جهاد علمی، جهاد اقتصادی و اجتماعی گذاشتند و اینها محصولات تربیتشدگی در عرصه انقلاب اسلامی در طول سی و چند سال اخیر بودند.
رهبر شهیدمان در این دوره پر تلاطم ما را از کورههای حوادث داخلی و خارجی همچون تحریم، اغتشاش و جنگ به سلامت عبور دادند و افق آینده را ترسیم نمودند. اندیشههای رهبر شهید انقلاب برای ۵۰ سال آینده افقگشا است.
یکی از بزرگترین ذخیرهها و گنجینههایی که ما امروز در پیش رو داریم و میتوانیم از آن استفاده علمی و عملی کنیم و افقهای بسیار درخشانی را برای آینده انقلاب ترسیم نماییم، بیانات مقام معظم رهبری در قالب کتاب و منشورات علمی، سیاستهای کلی نظام در عرصههای مختلف تقنینی، سیاسی، قضایی و اجرایی و حوزههای دانشی و ساختاری است که همه از ذخایر بسیار مهمی است که ایشان با اندیشه و تعمق و در یک افق جهانی و بینالمللی برای ما مقرر فرمودند. به نظر حقیر، پاسداشت مقام ولایت امر در حال و آینده این است که این دغدغهها، منویات و این زیرساختهای فکری و اندیشهای را کاوش و کشف کنیم و بر اساس آن مجامع علمی، دانشی و پژوهشی و حتی ساختارهای اجرایی ما خود را بر پایه آن تنظیم کنند و نگاههای عمیق و ژرف ایشان را محقق کنند.
دانشگاهها، پژوهشگاهها و اندیشکدههایی باید به صورت مستقل بر روی اندیشههای مقام معظم رهبری که برای ۵۰ سال آینده میتواند افقگشا و راهگشا باشد، کار کنند و اینها را به بدنه علمی جامعه ایرانی و فراتر از آن جوامع بینالمللی منعکس و منتقل نمایند و یک ترم بسیار بزرگی از دیدگاهها و اندیشههای حاکمیت دینی را از آن استخراج نمایند.
بیشک رهبر معظم انقلاب یک استراتژیست و شخصیتی بودند که راهبردهایی را با افق تمدنی برای ما ترسیم کردند و مهمترین کار و رسالت ما پس از ایشان این است که تحت نظارت ولی امر جدید و رهبر سوم، این گنجینه علمی و عملی را کاوش کرده و محقق سازیم.
با لطفی که خداوند متعال از مسیر و مجرای مقام معظم رهبری در این ۳۷ سال به ما عنایت فرمودند، نشاندهنده این است که ما برای افقهای آینده هیچ خلا تئوریک نداریم؛ شاخصهها و معیارهای اساسی این حرکت و نقشه راه به سوی تمدن نوین اسلامی برای ما باز است و باید جایگاه خود را در هندسه جدید جهانی بر اساس دیدگاه ایشان ترسیم کنیم و با محوریت ولی امر جدید و سومین رهبر جمهوری اسلامی ایران، دیدگاهها و اندیشههای امامین انقلاب را جامه عمل بپوشانیم و مسیر حرکت خود را در گام دوم انقلاب ترسیم نماییم. /
پایان پیام



