آیتالله کعبی: در مرحله «جنگ ارادهها» قرار داریم/ نوروزی: دولت تمدنی چتری برای هویت ملی، مذهبی و تاریخی است

نشست تقنینی «ایران؛ قدرت نوظهور جهانی، الزامات تمدنسازی اسلامی پس از جنگ تحمیلی سوم» با حضور آیتالله عباس کعبی عضو هیئترئیسه مجلس خبرگان رهبری، حجتالاسلام والمسلمین احمد رهدار عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) و رسول نوروزی عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در سالن فقاهت مرکز تحقیقات اسلامی مجلس برگزار شد.
آیتالله عباس کعبی در این نشست با تشریح ماهیت تمدنی انقلاب اسلامی و چهار موضع موجود در برابر تمدن غربی، به تبیین مراحل تقابل تمدنی دشمن با انقلاب اسلامی پرداخت و با اعلام اینکه اکنون در مرحله «جنگ ارادهها» قرار داریم، ۱۲ الزام اساسی برای دستیابی به «فتح تمدنی» را تشریح کرد.
وی با بیان اینکه انقلاب اسلامی یک انقلاب تمدنی است، دو نگاه به تمدن را از یکدیگر تفکیک کرد و اظهار داشت: یک نگاه، نگاه شکلی به تمدن است که به معنای آبادانی و ساختوساز تلقی میشود؛ اما نگاه دوم، نگاه محتوایی به تمدن است که به اندیشه، باورها و سبک زندگیای که آن تمدن ارائه میدهد مربوط میشود. انقلاب اسلامی از لحاظ محتوایی انسانساز است و از نظر ساختاری نیز میتواند بشریت را از عقبماندگی نجات دهد و حتی از تمدنهای قالب امروزی نیز پیشی بگیرد.
عضو هیئترئیسه مجلس خبرگان رهبری با تشریح اضلاع سهگانه تمدن خاطرنشان کرد: ضلع نخست، فکر و محتوای تمدنی است که شامل هستیشناسی، معرفتشناسی و انسانشناسی خاص خود بوده و نظریههای تمدنی در حوزههای اخلاق، حقوق و سیاست را در بر میگیرد. این نگاه محتوایی در قانون اساسی جمهوری اسلامی از اصل اول تا اصل ۱۷۷ بر پایه نظام امامت و امت قابل مشاهده است. ضلع دوم، علم، فناوری، پیشرفت و فتح مرزهای دانش و پیشی گرفتن از مرزهای علمی است و ضلع سوم نیز اقتدار بازدارنده تمدنی بر پایه مقاومت و قاعده نفی ستمگری و ستمکشی به شمار میرود.
چهار گزینه در برابر تمدن غربی؛ از تسلیم تا احیاگری
آیتالله کعبی در ادامه با اشاره به اینکه تمدن انقلاب اسلامی بدون عبور از غرب و شرق شکل نمیگیرد، به تبیین چهار موضع مختلف در قبال تمدن غربی پرداخت و توضیح داد: موضع نخست این نگاه است که معتقد است «تمدن غربی شکل گرفته و ما در برابر آن کاری نمیتوانیم انجام دهیم و باید از فرق سر تا نوک پا مانند آنان شویم». در این نگاه، قبله و کعبه آمال تمدن غربی است و طرفداران آن شعار «راه پیشرفت و توسعه از غرب میگذرد» سر میدهند. این نگاه، دولتها را به گاو شیرده، نخبگان را به مصرفگرا و تودههای مردم را تابع سبک زندگی غربی تبدیل میکند.
وی در ادامه افزود: موضع دوم، دیدگاه کسانی است که معتقد به نابودی تمدن غربی هستند. این نگاه بر این باور است که تمدن غربی فایدهای ندارد و باید از میان برود، اما در عین حال نسخه جایگزینی نیز ارائه نمیدهد. این نگاه نابودگرایانه، همان نگاه تکفیریهاست که از جریانهای تکفیری معاصر تا داعشیهای نوین را شامل میشود.
نماینده مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبری ادامه داد: موضع سوم، نگاه التقاط و بهبودسازی است. طرفداران این دیدگاه معتقدند محصولات تمدن غربی مفید است، اما باید به آن شکل و شمایل اسلامی داد. در واقع زیرساخت تمدن غربی را میپذیرند اما ظاهر اسلامی به آن میدهند. مصادیق این رویکرد در کشورهایی مانند ترکیه، مالزی و اندونزی مشاهده میشود که هر یک بخشی از اسلام را اخذ کردهاند. به این گروه «مسلمانان اعتدالگرا» گفته میشود که شبکهای از مسلمانان معتدل را تشکیل دادهاند؛ جریانی که در نهایت به پیمان ابراهیم و عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی منتهی شد.
وی موضع چهارم را نگاه احیاگری دانست و تأکید کرد: احیاگری به این معناست که ما یک تمدن مستقل با پیشینه تاریخی و تمدنی بزرگ هستیم که میتوانیم آن را در قرن بیستم احیا کرده و به پیش ببریم و حتی از تمدنهای معاصر، از جمله تمدن غربی، پیشی بگیریم؛ و انقلاب اسلامی یک انقلاب احیاگرانه است.
انقلاب تمدنی چندین نقشه راه دارد
آیتالله کعبی با اشاره به اینکه از آغاز انقلاب اسلامی تاکنون، غربیها به سرکردگی آمریکا و رژیم صهیونیستی در برابر این انقلاب تمدنی چندین نقشه طراحی کردهاند، این مراحل را به ترتیب تشریح کرد.
وی مرحله نخست را «هضم تمدنی» دانست و گفت: غربیها تصور میکردند میتوانند این انقلاب نوپا را در معده تمدن غربی ببلعند و هضم کنند. امید آنان به برخی افراد در درون انقلاب بود؛ افرادی مانند بازرگان، دولت موقت، قطبزاده و بنیصدر. اما امام خمینی(ره) در برابر این جریان ایستاد و با تثبیت انقلاب اسلامی و تدوین قانون اساسی متقن جمهوری اسلامی، آرزوهای آنان را نقش بر آب کرد.
نماینده مجلس خبرگان رهبری مرحله دوم را «محاصره تمدنی» عنوان کرد و افزود: در این مرحله، هنگامی که نتوانستند انقلاب را از میان بردارند، تصمیم گرفتند آن را به مرزهای جغرافیایی ایران محدود کنند. جنگ صدام علیه اسلام و انقلاب اسلامی نیز در همین راستا شکل گرفت. با این حال، هشت سال دفاع مقدس نه تنها انقلاب را محدود نکرد، بلکه ارزشهای دفاع مقدس به جنوب لبنان نیز منتقل شد و شکلگیری مقاومت و حزبالله را به دنبال داشت که در نهایت به آزادی جنوب لبنان انجامید.
وی در ادامه افزود: مرحله سوم، «حذف تمدنی» است. یادم میآید در یکی از جلسات مجلس خبرگان، یکی از آقایانی که بعدها جزو سردمداران مذاکرات و برجام شد، به من گفت: «انقلاب دیگر تمام شده است؛ از قیافه ما خوششان نمیآید و به دنبال نابودی ما هستند.» حتی گفته میشد نسل سوم که نه امام را دیده و نه جنگ را، انقلاب را ادامه نخواهد داد. هنگامی که به دیدار امام خامنهای رفتیم، ایشان فرمودند: «اتفاقاً نسل سوم اگرچه امام و دفاع مقدس را ندیده است، اما اگر زمانش فرا برسد نشان خواهد داد که کمتر از نسل اول و دوم نیست.» بعدها نیز در مقابله با داعش و جریانهای تکفیری، نسل سوم در قامت مدافعان حرم این وعده را محقق کرد.
آیتالله کعبی ادامه داد: دشمن در این مرحله، از حدود ۳۰ سال پیش تاکنون، از جنگ فرهنگی، تهاجم فرهنگی، ناتوی فرهنگی، جنگ نرم، تحریمهای فلجکننده و حتی از رهبران بدلی و داعشیها استفاده کرد، اما با وجود آنکه همه این جنگهای نیابتی را به راه انداخت، در نهایت شکست خورد.
وی مرحله چهارم را «جنگ ارادهها» دانست و با بیان اینکه اکنون در این مرحله قرار داریم، اظهار داشت: دشمنان انقلاب اسلامی پس از ناکامی در مراحل گذشته، تصمیم گرفتند به صورت مستقیم وارد میدان شوند و جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان را به راه انداختند. در این جنگ، امام ما را نیز شهید کردند، اما باز هم موفق نشدند.
نماینده مجلس خبرگان رهبری تأکید کرد: در این مرحله، مردم از خواص جلوترند و عمق تمدنی انقلاب اسلامی را درک کردهاند. امام خامنهای در پیام نخست خود تعبیر «خط اول و خاکریز اول» را به کار بردند و فرمودند هر یک از ایرانیها در خط اول جبهه قرار دارند. تا زمانی که مردم در خط اول حضور دارند، انقلاب تداوم خواهد یافت و ملت ایران در نبردها پیروز است.
وی مرحله پنجم را «مقاومت تمدنی و فتح تمدنی» عنوان کرد و اظهار داشت: پس از عبور از جنگ ارادهها، به مرحله مقاومت تمدنی میرسیم و سپس از آن عبور کرده و وارد مرحله فتح تمدنی میشویم. فتح تمدنی یعنی قدرت نوظهور تمدنی انقلاب اسلامی به عنوان یک واقعیت سر برمیآورد و افول آمریکا و اسرائیل رقم میخورد. این پنج مرحله الهامگرفته از سیره ۱۰ ساله مدینه منوره و حرکت نبی مکرم اسلام(ص) است.
۱۲ الزام عبور از مقاومت تمدنی
آیتالله کعبی در بخش پایانی و محوری سخنان خود، ۱۲ الزام اساسی برای عبور موفق از مرحله مقاومت تمدنی و رسیدن به فتح تمدنی را به شرح زیر تشریح کرد:
الزام اول: تبدیل ضعف به قدرت
وی تأکید کرد: در این مرحله، هر یک از آحاد ملت ایران، نیروهای مسلح، مسئولان خدمتگزار، دیپلماتها و حکمرانان باید از خود بپرسند چه نقاط ضعفی داریم و چگونه میتوان آنها را به قدرت تبدیل کرد. بهعنوان مثال در عرصه فرهنگی، تعمیق ایمان و باورهای اسلامی در نسل سوم؛ در عرصه اجتماعی، مدیریت اختلاف و تبدیل آن به وحدت؛ در عرصه سیاسی، رفع نقاط ضعف حکمرانی؛ در عرصه اقتصادی، تحقق اقتصاد مقاومتی بر پایه وحدت و امنیت ملی؛ در عرصه امنیتی، جلوگیری از نفوذ دشمن؛ و در عرصه نظامی، رفع نقاط ضعف پدافندی ضروری است.
الزام دوم: هوشمندی و لحظهشناسی
وی با بیان اینکه «یکی از مؤلفههای جهاد، تولید قدرت و هوشمندیِ لحظهشناسی است»، بر ضرورت درک صحیح شرایط و زمان تأکید کرد.
الزام سوم: تعمیق هویتی و تاریخی
آیتالله کعبی تصریح کرد: عمق هویتی و تاریخی ایران اسلامی را باید برجسته کرده، بهروز کنیم و در سطح منطقه و جهان مطرح سازیم.
الزام چهارم: شکلگیری دولت تمدنی
وی این الزام را «بر پایه مؤلفههای اسلام ناب و مکتب اهلبیت(ع)» دانست.
الزام پنجم: جامعهپردازی و حکمرانی مردمی
نماینده مجلس خبرگان رهبری تأکید کرد: حکمرانی مردمی را باید جدی بگیریم.
الزام ششم: امتسازی
وی با اشاره به اصل یازدهم قانون اساسی گفت: یکی از فرصتهای امتسازی، رژیم حقوقی و فقهی تنگه هرمز در روابط بینالملل است که میتواند بر پایه انفال و قاعده نفی سبیل، تهدیدها را به فرصت تبدیل کند. کشورها به سه دسته تقسیم میشوند: کشورهای مخاصم که اجازه عبور از منطقه به آنها داده نمیشود؛ کشورهای غیرمتخاصم که برای آنها ترانزیت تعریف میشود؛ و کشورهای همسایه جنوبی خلیج فارس که در قالب پیمان امنیتی مشترک، امنیت منطقه را تأمین میکنند. ما ژاندارم خلیج فارس نخواهیم بود، اما امنیت منطقه را با مشارکت کشورهای جنوبی تأمین خواهیم کرد.
وی در توضیح الزام هفتم مرزبندی با دشمنان اسلام و طواغیت را مطرح کرد.
الزام هشتم: گفتوگوی تمدنی و غلبه گفتمانی
وی این الزام را مبتنی بر اسلام ناب، نظم، امنیت، عدالت و صلح در روابط بین الملل و منطقه دانست.
الزام نهم: نظامسازی در ساحتهای گوناگون
آیتالله کعبی تصریح کرد: نظام فرهنگی، تبلیغاتی، اجتماعی، خانواده و نظام اقتصادی باید طراحی و تقویت شود.
الزام دهم: ساختارسازی در روابط بینالملل
وی اظهار داشت: یکی از این ساختارها، ساختار تنگه هرمز است که ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و امنیتی دارد. دیگر ساختارها شامل اتحاد علمای مقاومت، وحدت حوزه و دانشگاه در سطح بینالملل، اتحادیه قوای قضایی در حوزه حقوق بشر، اتحادیههای منطقهای، بازار مشترک اسلامی، تعاون اسلامی و نهاد بینالمللی خانواده است.
وی در ادامه افزود: پس از جنگ جهانی اول «جامعه ملل» و پس از جنگ جهانی دوم «سازمان ملل» تأسیس شد، اما امروز خود آنان نیز اذعان دارند که سازمان ملل و شورای امنیت کارآمدی خود را از دست دادهاند و جهان آماده طراحی قواعد و ساختارهای جدید بینالمللی است.
الزام یازدهم: پیشرفت علمی و فنی
وی در ادامه تأکید کرد: باید نظامی برای صیانت از علم و فناوری در خدمت بشریت ایجاد شود. در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی که دانشمندان را بمباران میکنند، ما از علم و فناوری در گستره روابط بینالملل صیانت خواهیم کرد.
الزام دوازدهم: نظام پیوند امامت و امت
وی ادامه داد:این الزام بر پایه حکمرانی مردمی تعریف میشود که موجب تحکیم پایههای اخلاقی و تعامل انسانی در عرصه بینالملل خواهد شد.
-آیتالله کعبی در پایان با اشاره به وضعیت جهان امروز خاطرنشان کرد: جهان امروز از الحاد نظری و عملی، فردگرایی افراطی، مناسبات ظالمانه حاکم بر مدیریت جهان به سرکردگی آمریکا و رژیم صهیونیستی و مسخ هویت انسان رنج میبرد. ما نظام و روابط بینالملل را بر پایه ایمان، مسئولیت مشترک انسانی، مناسبات عادلانه و صیانت از هویت انسانی طراحی میکنیم.
ضرورت گذار از «الگوی مظلومیت» به «الگوی اقتدار اخلاقی» در تمدنسازی اسلامی
حجتالاسلام احمد رهدار، استاد حوزه و دانشگاه، در این نشست با اشاره به چیستی تمدن و روشهای فهم آن اظهار داشت: این پرسش میان نظریهپردازان مطرح است که تمدن را باید ذاتگرایانه فهمید یا به صورت مجموعهای از صفات. برخی تمدن اسلامی را در ذاتی مانند توحید خلاصه کرده و سایر مؤلفهها را پیرامون آن میبینند و برخی دیگر با الگوی پستمدرن، تمدن را همچون توپ چهلتکهای تحلیل میکنند که هیچ تکهای مرکزیت ندارد.
وی در ادامه افزود: در میان کسانی که تمدن را با یک مفهوم پایه تحلیل میکنند، دو نظریه اصلی مطرح است؛ نظریه اخلاق و نظریه مُلک و اقتدار. نظریهپردازان جنوب شرق آسیا غالباً تمدن اسلامی را از کانون اخلاق تبیین میکنند، در حالی که برخی مفسران قرآن، مفهوم مُلک را پایه تمدنسازی معرفی میکنند.
دو الگوی مقاومت در جهان امروز
حجتالاسلام رهدار با اشاره به تحولات اخیر منطقه، بهویژه پس از عملیات طوفانالاقصی، دو الگوی اصلی در گفتمان مقاومت را تشریح کرد و گفت: جبهه فلسطین حول محور مظلومیت شکل گرفته و تلاش کرده خود را نماد انسان مظلوم معرفی کند. این الگو از طریق ترحم و دلسوزی در مقیاس جهانی یارگیری میکند. در مقابل، الگوی دوم که در دو جنگ تحمیلی اخیر علیه ایران یعنی جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان جلوه یافته، الگوی اقتدار است. فلسطین نماد مظلومیت و ایران نماد اقتدار در دایره مقاومت شده است.
وی تأکید کرد: مظلومیت از مسیر ترحم یارگیری میکند، اما اقتدار از مسیر عزت. بسیاری از کسانی که امروز در میدانها در کنار ما ایستادهاند، شاید پیش از جنگ از نظر فرهنگی و سیاسی همسو با ما نبودند، اما اکنون به دلیل عزت و سربلندی ناشی از اقتدار مقاومت، در کنار ما قرار گرفتهاند.
عزت؛ وجه تمایز مقاومت ایران
استاد حوزه و دانشگاه به پرسش یکی از اعضای هیئت علمی دانشگاهی در یکی از کشورها اشاره کرد که از وی پرسیده بود: «چه اشکالی دارد وضعیت مالی ما مانند یک عربستانی ثروتمند باشد؟»
حجتالاسلام رهدار در پاسخ، مسئله عزت را محوری دانست و گفت: آیا کسی دوست دارد در جهان به عنوان گاو شیرده شناخته شود و نگاه جهانیان به او چنین باشد؟ انسانها فطرتاً نمیپذیرند که تحقیر شوند و عزتشان خدشهدار شود؛ همانگونه که روایات ما در باب جهاد نیز بر جهاد عزتآفرین تأکید دارد.
وی با مقایسه یاسر عرفات و یحیی سنوار خاطرنشان کرد: یاسر عرفات تا زمانی که اسلحه در دست داشت، در سراسر جهان با عزت از او استقبال میشد، اما پس از قرارداد اسلو و به رسمیت شناختن اسرائیل، آن عزت را از دست داد. در مقابل، یحیی سنوار در آخرین لحظات حیات خود با اقتدار در برابر پهپاد اسرائیلی ایستاد. تاریخ از عرفات به عنوان نماد ذلت و از سنوار به عنوان نماد عزت یاد میکند.
حجتالاسلام رهدار دفاع مقدس را نمونه عینی این عزتآفرینی دانست و افزود: امروز هیچ خانواده شهیدی از شهادت فرزند خود سرافکنده نیست؛ چراکه جهاد، ملت ایران را سربلند کرده و اقتدار برخاسته از عزت، موجب یارگیری جهانی شده است.
گذار از مظلومیت به اقتدار اخلاقی
وی با تأکید بر لزوم تفکیک میان روایت «پسینی» و «پیشینی» از مظلومیت اظهار داشت: جهان وجه کمالی خود را در امتداد تحقق اسماء الهی میگیرد. قدرت و مظلومیت هر دو از اسماء الهیاند، اما روایات ما نگفتهاند که صرفاً مظلوم باشید، بلکه فرمودهاند قدرتمند باشید. مظلومیت یک امر تحمیلی و پسینی است و نمیتوان آن را به عنوان راهبرد اصلی تمدنسازی به کار گرفت.
حجت الاسلام راهدار در ادامه افزود: برخی ادعیه و زیارات ما از امام حسین(ع) با عنوان «شهید مظلوم» یاد میکنند، اما این روایت پسینی است. در مقام ساخت تمدن، نمیتوان از مظلومیت بهمثابه یک راهبرد استفاده کرد و ژست مظلوم گرفت. اقتدار در اندیشه اسلامی با اخلاق گره خورده است. در روایات ما اوج قدرت، قدرت بر بخشش و عفو دانسته شده است، اما عفو زمانی معنا پیدا میکند که بر کرسی اقتدار تکیه زده باشیم؛ همانگونه که در فتح مکه، عفو پیامبر(ص) از موضع قدرت بود.
انتقاد از کتمان هویت اقتدار ایران
این استاد حوزه و دانشگاه به نکته دوستان لبنانی خود اشاره کرد که با گلایه گفته بود: لبنان در تمام تاریخ مکتوب خود همواره ذیل سلطه دیگری بوده است، اما ایران چنین نبوده و دارای تاریخ تمدنی توحیدی است. شهید مطهری نیز میفرمود قرائت شیعه از اسلام، راقیترین قرائت است و نمیتوانست بر دوش قومهای متوسط قرار گیرد. ایرانیها نیز هم به لحاظ قومی راقیترین بودند و هم به لحاظ مذهبی.
به گفته حجتالاسلام رهدار، آن دوست لبنانی گفته بود: «شما نیازی به ادا درآوردن ندارید، شما امپراتورید. اشتباه میکنید که صورت مسئله را پاک میکنید و میگویید امپراتور نیستید. میتوانید بگویید من امپراتورم، اما امپراتور ظالم نیستم؛ امپراتور اخلاقی هستم و در دست من پرچم عدالت و اخلاق قرار دارد.»
مأموریت تمدنی گفتمان مقاومت
استاد حوزه و دانشگاه بیان کرد: آن قرائت از مقاومت که ضمن بهرهگیری پسینی از روایت مظلومیت، تجلی مقتدرانهای از خود نشان میدهد، میتواند جهان امروز را ویرایش کند. در سده اخیر چند جریان کلیت تمدن غرب را به چالش کشیدهاند که سه جریان در درون خود تمدن غرب شکل گرفتهاند؛ گفتمان انتقادی، جریان چپ مارکسیستی و جریان مطالعات پسااستعماری. با این حال امروز گفتمان مقاومت با الگوی اقتدار اخلاقی میتواند بدیلی در برابر تمدن غالب جهان ارائه دهد.
تصویر کامل چهار جریان معارض با تمدن غرب و جایگاه گفتمان مقاومت اسلامی
حجتالاسلام رهدار با تشریح چهار جریان فکری معارض با کلیت تمدن غرب، گفتمان مقاومت اسلامی را تنها جریان بیرونآمده از این تمدن معرفی کرد و از برنامه برگزاری همایش بینالمللی با حضور ۵۸ استاد دانشگاههای اروپا و آمریکا در تهران خبر داد که به دلیل جنگ تحمیلی سوم برگزار نشد.
سه جریان درونتمدنی و الهیات رهاییبخش
وی با اشاره به سه جریان نخست که از درون تمدن غرب ظهور کردهاند، اظهار داشت: جریان اول گفتمان انتقادی یا مکتب فرانکفورت است که از دهه ۱۹۲۰ میلادی آغاز شد. جریان دوم چپ مارکسیستی است که هرچند پس از فروپاشی شوروی از نظر سیاسی تضعیف شد، اما از نظر فکری همچنان زنده و مؤثر است. جریان سوم نیز مطالعات پسااستعماری است که پس از جنگ جهانی دوم ظهور کرد و بیشترین بهره معرفتی خود را از جریان پستمدرن گرفته است.
حجتالاسلام رهدار جریان چهارم را «الهیات رهاییبخش» با کانون آمریکای لاتین معرفی کرد و افزود: این جریان قرائتی جدید از مسیحیت تاریخی ارائه داد. مسیحیت رایج، مسیحیتی وصیتی بود که امر سیاست و قدرت را به قیصر واگذار میکرد و در برابر ظلم توصیه به ارائه صورت دیگر داشت. گوستاوو گوتیرز و دیگر اندیشمندان این حوزه، قرائتی نو با محوریت فقر و فقرا ارائه کردند و از دل آن، قدرت و مقاومت شکل گرفت. چهرههایی همچون مادورو و چاوز نیز در امتداد همین جریان قرار دارند. این جریان بعدها با چپ مارکسیستی نیز پیوند خورد.
جریان چهارم؛ گفتمان مقاومت اسلامی
استاد حوزه و دانشگاه تأکید کرد: این سه جریان در درون تمدن غرب قرار دارند، اما جریان چهارم که بیرون از این تمدن ظهور کرده، گفتمان مقاومت اسلامی است.
برنامه همایش بینالمللی بازنگری در مکتب انتقادی
وی با اشاره به مقالات ارسالشده به همایش «بازنگری در مکتب انتقادی با محوریت گفتمان مقاومت اسلامی» از سوی ۵۸ استاد مارکسیست و اعضای هیئت علمی دانشگاههای اروپا و آمریکا، اظهار داشت: خلاصه این مقالات را میتوان چنین توصیف کرد که «جهان استکبار امروز مختصاتی یافته است که مکتب انتقادی ـ چه از حیث اندیشهای و چه از حیث عملی ـ توان وارد کردن ضربه شالودهشکنانه به آن را ندارد و باید گفتمان انتقادی از طریق گفتمان مقاومت اسلامی بازسازی شود.»
مطالبه رهبری جریان اعتراض علیه نظم استکباری
حجتالاسلام رهدار مهمترین مطالبه این اساتید از ایران را ایدهپردازی برای رهبری جریان اعتراض علیه نظم استکباری جهان دانست و افزود: ما در نقطهای قرار داریم که امام شهیدمان سه مختصه برای نظم نوین جهانی بیان کردند؛ «افول آمریکا، چرخش به شرق و جهانی شدن گفتمان مقاومت». امروز دستکم دو مورد از این سه مؤلفه با بازیگری مستقیم ما در حال تحقق است.
افول آمریکا و ابرقدرتی ایران
وی با اشاره به دو جنگ اخیر تحمیلشده بر ایران اسلامی اظهار داشت: افول آمریکا توسط گفتمان مقاومت رقم میخورد. ایران در این دو جنگ به تنهایی با ۴۴ کشور درگیر است. لایههای پنهان این جنگ در حوزه پدافند غیرعامل نشان میدهد لشکری از کشورهای جهان از جبهه مقابل حمایت میکنند و ما بهتنهایی در برابر آنان ایستادهایم؛ این یعنی قطعاً ابرقدرت هستیم.
پرسش اهل سنت از مذهب خود
حجتالاسلام رهدار در بخش دیگری از سخنان خود به تأثیر طوفانالاقصی بر جهان اسلام اشاره کرد و گفت: از زمان طوفانالاقصی، قهرمانان و آزادگان اهل سنت پرسشی جدی را پیش روی مذهب خود قرار دادهاند و آن این است که آیا این مذهب میتواند پاسخگوی نیازهای آنان باشد؟ چه اتفاقی باید رخ دهد تا مذهب آنان بتواند راه بگشاید، مبنا ارائه کند، روش بدهد، ساختار طراحی کند و افق نشان دهد؟ آنان نگفتند که شیعه میشوند، اما اذعان کردند که تشیع آن مکتب و قرائتی از اسلام است که میتواند مبنا، روش، ساختار و افق ارائه دهد.
معیار سنجش گفتمان مقاومت
وی در پایان با تأکید بر معیارهای ارزیابی این گفتمان گفت: سنجش عیار گفتمان مقاومت با قیمت شلغم، گوشت، کرایه خانه و نرخ تورم انجام نمیشود. این مسائل با آن بینسبت است. ما در حال طراحی جهانی بر پایه آموزههای شیعی اسلامی و از طریق گفتمان مقاومت هستیم. لازم است بدانیم در چه نقطهای از تاریخ ایستادهایم و مراقب تئوریهای خرد، رهزن و تحریفی باشیم که ما را از مسیر منحرف نکنند.
دولت تمدنی؛ چتری برای همه عناصر هویتی و راهکار عبور از تناقضات دولت ملی
رسول نوروزی فیروز، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی نیز در این نشست، در تشریح پروژه «دولت تمدنی» بهعنوان راهکاری برای نظمآفرینی در غرب آسیا، به تحلیل تناقضات برآمده از دولتهای ملی در جهان اسلام پرداخت و بر ضرورت بازتعریف مفاهیمی همچون شهروندی، تابعیت و تعامل با محیط پیرامون تأکید کرد.
برژینسکی و ترس از تلفیق تشیع و ایرانیت
وی با اشاره به دیدگاه برژینسکی، مشاور پیشین امنیت ملی آمریکا، گفت: برژینسکی هشدار داده بود که نباید اجازه داد تشیع و ایرانیت در یک نقطه به هم برسند و جمع شوند؛ زیرا این همان تجلی دولت تمدنی است.
نوروزی فیروز توضیح داد: در دولت تمدنی، مفاهیم مدرن، مفاهیم مذهبی و مفاهیم تاریخی همگی ذیل یک چتر واحد معنا پیدا میکنند و همین موضوع چیزی است که برژینسکی از آن هراس داشت.
نقد تجربیات تاریخی؛ از قاجار و پهلوی تا جمهوری اسلامی
وی با مقایسه دورههای مختلف تاریخی ایران اظهار داشت: در دوره قاجار به دلیل پررنگ بودن قومگرایی، مفاهیم ملی و ایرانیت چندان معنا نداشت. حتی در جنگها نیز میگفتند این افشار است، این قاجار است یا این زند است. کریمخان زند نام یک قوم بود و قاجار نیز یک قبیله بزرگ به شمار میرفت؛ بنابراین مفهوم ایرانیت در آن دوره چندان برجسته نبود.
دوره پهلوی و جمهوری اسلامی
عضو پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی ادامه داد: در دوره پهلوی نیز مفاهیم مذهبی امکان معنا یافتن در ساختار حکمرانی نداشتند. شاید ظاهری از مذهب وجود داشت، اما مذهب در آن ساختار معنادار نبود. در جمهوری اسلامی اما مفهوم مذهب، یعنی نظریه سیاسی شیعه، در کنار مفهوم حراست از ملیت قرار گرفت و این دو در کنار یکدیگر معنا پیدا کردند.
تناقضات دولت ملی؛ تابعیت بر مبنای «خون پاک آریایی»
نوروزی فیروز یکی از مهمترین موانع تحقق دولت تمدنی را تناقضات برآمده از دولت ملی دانست که میراث دوره پهلوی است و در جمهوری اسلامی نیز در برخی موارد باقی مانده است.
وی با اشاره به مسئله تابعیت گفت: یکی از مشکلات ما این است که تابعیت بر مبنای خون آریایی تعریف شده است. ممکن است افرادی مانند مسیح علینژاد یا برخی بازیگران که علیه ایران فعالیت میکنند پاسپورت ایرانی داشته باشند و از خدمات استفاده کنند، اما مجاهدی که از لبنان، افغانستان یا هر کشور دیگری برای ایران مجروح یا شهید میشود، تابعیت ایرانی دریافت نکند؛ زیرا خون آریایی در رگهای او جاری نیست.
عضو پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در ادامه افزود: برای مثال اگر یک اندیشمند تاجیکستانی بگوید میخواهم ۴۰ سال در ایران زندگی کنم و اینجا را خانه خود بدانم، هیچ مسیر قانونی برای عضو هیئت علمی شدن او در دانشگاه تهران وجود ندارد؛ حتی برای دورههای کوتاهمدت نیز چنین امکانی فراهم نیست.
دولت تمدنی؛ چتر وحدتبخش
نوروزی فیروز با تأکید بر مفهوم «چتر» برای دولت تمدنی اظهار داشت: دولت تمدنی مانند یک چتر است و هنگامی که دولت بر این اساس تعریف شود، همه مفاهیم زیرمجموعه آن نیز بر همین مبنا معنا پیدا میکنند؛ چه مفاهیم داخلی مانند شهروندی و چه مفاهیم بیرونی همچون تعامل با محیط پیرامون.
الزام تبدیل شدن به قدرت تمدنی
وی با اشاره به ویژگی «آنارشی» در نظام بینالملل اظهار داشت: اگر قرار است به یک قدرت تمدنی تبدیل شویم، باید بتوانیم مصائب ناشی از فقدان قوه نظمدهنده در نظام بینالملل را در محیط پیرامونی خود مدیریت و کنترل کنیم.
گذار از دولت ملی به دولت تمدنی
عضو پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در جمعبندی مباحث خود تأکید کرد: مهمترین الزام برای بازتولید قدرت و مواجهه مؤثر با نظام بینالملل، رسیدن به اجماع بر سر مفهوم دولت تمدنی و شفافسازی آن است. نمونههای عینی مانند همزیستی ۱۷ قوم در ایران، تنوع زبانی در دربار صفوی و تجربه اسلامگرایان ترکیه و مالزی در دهه ۱۹۷۰، نشانههایی از امکان تحقق این الگو هستند.
نوروزی فیروز در پایان خاطرنشان کرد: تعریف دولت تمدنی به این معناست که مفاهیم مدرن، مفاهیم مذهبی و مفاهیم تاریخی همگی در یک ساختار معنادار قرار گیرند. این الگو میتواند جایگزین هر دو رویکرد ناکارآمد «آشوب دینی» و «نظم مکانیکی قدرتهای بزرگ» شود که قرن بیستم را تحت تأثیر قرار داده بودند. /
پایان پیام



