جهانیان فهمیدند آمریکا کدخدای خودخوانده نیست

به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا، دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی بامداد ۲۵ خرداد با صدور بیانیهای درباره توافق پایان جنگ میان ایران و آمریکا تاکید کرد که بر اساس توافقات انجام شده، جنگ و عملیات نظامی در تمامی جبهه ها از جمله لبنان از یکشنبه شب به صورت فوری و دائمی پایان یافته و به علاوه، محاصره دریایی علیه ایران بلافاصله و به طور کامل خاتمه مییابد.
دو طرف پایان فوری و دائمی عملیات نظامی در تمام جبههها از جمله لبنان را اعلام کردهاند و مراسم امضای رسمی این توافق روز جمعه ۱۹ ژوئن (۲۹ خرداد) در سوئیس برگزار خواهد شد.
در این راستا با حجت الاسلام محمدرضا میرتاج الدینی مشاور حقوقی رئیس مجلس، نماینده ادوار و معاون مراسم و استانهای شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی گفت و گو کردهایم، آنچه در ادامه میآید مشروح این گفت و گو است.
ما در مذاکرات دست بالا را داشتیم و چارچوب مشخصی برای گفت وگوها تعیین کرده بودیم
- «آمریکا و ایران قرار است روز جمعه یادداشت تفاهمی را امضا کنند. با توجه به نارضایتی صهیونیستها از این تفاهمنامه، چقدر فکر میکنید آمریکا در این زمینه جدی است و این تفاهمنامه تا چه حد به نفع جمهوری اسلامی ایران خواهد بود؟»
«فرایندی که به اینجا رسیدیم، یک فرایند طولانی است که بعد از آتشبس ۴۰ روزه، حدود ۶۵ تا ۷۰ روز ادامه داشته است. برای ارائه نظر درباره این تفاهمنامه، باید به کل این فرایند نگاه کنیم. عملکرد دولت استکباری آمریکا در تفاهمنامهها و قراردادهای گذشته، مسئلهای است که برای همگان روشن است.
آمریکا هیچ تعهد ثابت و پایبندی نسبت به توافقنامهها نداشته و نقض عهد و برهمزدن توافقنامهها، به جوهره و ذات آمریکا تبدیل شده است. همه دنیا اعتراف داشتند که ایران در برجام کاملاً به تعهدات خود عمل کرده بود، اما دیدیم که در زمان اوباما نیز به تعهداتشان عمل نکردند و حتی تحریمها را ادامه دادند؛ در زمان ترامپ نیز که کلاً از توافق خارج شدند.
بنابراین، خوشبینی نسبت به آمریکا در یک تفاهمنامه، ناشی از عدم شناخت آن است. رهبر معظم انقلاب و امام شهیدمان بارها به صراحت گفتهاند که نمیتوان به آمریکا اطمینان کرد؛ آنها اگر درخواست مذاکرهای دارند یا توافقی امضا میکنند، نقشهای در پسِ آن نهفته است.»
آنچه در این گفتوگوها نسبت به گفتوگوهای گذشته همچون برجام قابلتوجه است، این است که ما در اینجا دست بالا را داشتیم و چارچوب مشخصی برای گفتوگوها تعیین کرده بودیم. در گفتوگوهای برجامی، چارچوب مشخصی از طرف ایران تدوین نشده بود، اما در اینجا ما چارچوب داشتیم و شروط و مطالبات خود را در بندهای توافق پیش بردیم.
یکی از موارد مهم این بود که کار را دومرحلهای کردیم. اعلام کردیم که بحث هستهای را در این مرحله به هیچوجه انجام نمیدهیم؛ چراکه ما در شرایط جنگ و زیر فشار، مذاکره هستهای نمیکنیم. رهبر عزیزمان نیز همین نگاه حکیمانه را داشتند؛ حتی در مذاکرات اسلامآباد نیز تأکید کرده بودند که درباره مسائل هستهای مذاکره نکنید. به همین جهت بود که میبینیم آقای دکتر اسلامی، رئیس سازمان انرژی هستهای، در ساعات پایانی از تیم مذاکرهکننده کنار رفتند، چون بنا بر این بود که بحث هستهای مطرح نشود. در مصاحبه دیگری هم گفتهام و خبر دارم که وقتی طرف مقابل بحث هستهای را پیش کشید، آقای دکتر قالیباف صراحتاً اعلام کرد که ما ماذون به گفتوگو در مورد مسائل هستهای نیستیم. این چارچوبِ «دومرحلهای کردن» باعث شد بحثهای هستهای به مرحله دوم و زمانِ گفتوگو درباره رفع تحریمها و دریافت غرامت موکول شود.
چارچوب دوم این بود که برخلاف گذشته که همیشه آمریکا برای ما پیششرط میگذاشت و میخواست راستیآزمایی کند، اینبار ما پیششرط گذاشتیم و راستیآزمایی میکنیم. ما به آنها گفتیم چون بارها پیمانشکنی کردهاید، به شما اطمینان نداریم. شرط اول ما این است که پس از امضای تفاهمنامه، تا زمانی که نیمی از اموال بلوکهشده ما —یعنی ۱۲ میلیارد دلار— آزاد نشود، به مرحله دوم نخواهیم رفت. این را هم پذیرفتند؛ البته بخشی از آن ظاهراً آزاد شده است که مسئولین باید توضیح دهند آیا این همان مبلغ بوده یا مورد دیگری است. ۶ میلیارد دلار آن نقداً به دست ایران میرسد و ۶ میلیارد دلار دیگر خط اعتباری است که میتوانیم از طریق آن خرید انجام دهیم. تا این موارد محقق نشود، قدم دوم را برنمیداریم. رفع محاصره نیز یکی از پیششرطهاست که دیشب ترامپ هم اعلام کرد این محاصره برداشته میشود.
بنابراین، با علم به اینکه نمیتوان به تعهدات آمریکا اطمینان داشت، باید وثایق محکمی میگرفتیم؛ یعنی پیششرطهایی که نقداً به دستمان برسد. اگر کسی بپرسد که «با این شناخت از آمریکا، اگر دوباره همهچیز را برهم زد چه میکنید؟» پاسخ میدهیم که ما حداقل چند دستاورد قطعی کسب کردهایم؛ اولاً بخشی از پولهایمان را بازپس گرفتهایم، ثانیاً پایان جنگ را هم در ایران و هم در لبنان اعلام کردهایم و ثالثاً دنیا شاهد است که این ایران است که شرط میگذارد. این، قدرتِ در حالِ ظهور ایران است. جنگی که آمریکا با اهداف شوم و با همکاری رژیم صهیونیستی آغاز کرده بود تا ایران را شکست دهد، نظام را تغییر دهد، کشور را تجزیه کند، آشوب به پا کند و مواد غنیشده هستهای ما را بگیرد، در رسیدن به تمام اهدافش شکست خورد. اکنون این ایران است که غرامت میخواهد و تعیین میکند که طرف مقابل در قبال اقدامات ما چه وظایفی دارد. مسئولین ما با این رویکرد و نگاه، گفتوگوها را پیش بردند.»
مسئولان مرتبط جزئیات این تفاهم نامه را برای مردم تشریح کنند/ با روشنگری بسیاری از ابهامات رفع می شود
«اگرچه در این مجال قصد ورود به جزئیاتِ تخصصی و فنیِ آن ۱۴ بندِ مصوبِ “شعام” را ندارم و معتقدم تبیین دقیق آن نیازمند جلساتِ کارشناسی ویژهای است، اما نباید از نظر دور داشت که اکنون ابهاماتی در افکار عمومی ایجاد شده است. بروز این پرسشها در جامعهای پویا و انقلابی که بیش از ۱۰۵ روز است در میادین و خیابانها، با شور و بصیرت، خونخواه رهبرِ شهید و سایر شهدای گرانقدرمان بوده، امری طبیعی است.
وقتی مسئولین با رعایت مصالحِ عالیه کشور و در چارچوبِ خطوطِ قرمزی که رهبر معظم انقلاب تعیین کردهاند به تصمیمی رسیدهاند، ضرورت دارد این مسیرِ قانونی بهخوبی برای مردم تبیین شود. کما اینکه در گذشته نیز امامِ شهیدمان (ره) چنین مسائلی را از طریق شورای عالی امنیت ملی (شعام) مدیریت میکردند. اکنون زمان آن است که تکتکِ این بندها و مبانیِ حقوقیِ آن به صورت شفاف برای مردم بازگو شود؛ اطمینان دارم با این روشنگری، بسیاری از ابهامات و دغدغههای بهحقِ جامعه برطرف خواهد شد.
جمهوری اسلامی این تفاهم نامه را با قدرت امضا خواهد کرد، برای نمونه، حتی در همین شرایط، شاهد بودیم که رژیم جنایتکار صهیونیستی به “ضاحیه” در جنوب بیروت حمله کرد؛ اما رزمندگان ما “دستبهماشه” آماده پاسخِ دندانشکن بودند و همه ارکانِ نظام، از فرماندهان تا مسئولین ارشد، بر لزومِ واکنش قاطع تأکید کردند. همین صلابت باعث شد ترامپ در آخرین مراحلِ مذاکره، به عقبنشینیهای بیشتری تن دهد و تیم ما موفق شود سه نکته حیاتی را به متن تفاهمنامه اضافه کند:
۱. تثبیتِ حاکمیتِ لبنان و عقبنشینی اشغالگران از اراضی اشغالشده؛
۲. اولویتِ رفعِ محاصره دریایی جلوتر از اجرای سایر بندها؛
۳. تغییرِ ماهیتِ بازگشاییِ تنگه هرمز.
از مسئولان مرتبط می خواهیم که توضیح دهند در خصوص ابهامِ بازگشاییِ تنگه هرمز، باید تصریح کرد که این اتفاق بههیچوجه به معنای بازگشت به شرایطِ پیش از جنگ نیست. در متن تفاهمنامه، بازگشایی «با ترتیب حقوقیِ ایران» قید شده است؛ به این معنا که ایران، اعمالِ حاکمیتِ خود را از طریقِ مدیریتِ خدماتِ امنیتی، محیطزیستی و امدادرسانی در این آبراهه تثبیت کرده و با پافشاری بر اخذِ هزینههای این خدمات، یک نظمِ حقوقیِ نوین را جایگزینِ وضعیتِ گذشته کرده است.
“میدانِ نبرد”، “میدانِ دیپلماسی” و خیابان، سه ضلعِ رسیدن به اهداف انقلاب، نظام و مطالبات بهحقِ مردم هستند
- «تیم مذاکرهکننده در این دوره بسیار خوش درخشید و عملاً موفق شد «پاسِ» اقتدارآفرینِ نیروهای مسلح را به «گل» دیپلماتیک تبدیل کند. حال با توجه به این عملکرد، اقدامات تیم مذاکرهکننده را تحت مدیریت دکتر قالیباف، چگونه ارزیابی میکنید؟»
در نهایت، عملکردِ تیم مذاکرهکننده، بهویژه نقشآفرینیِ دکتر قالیباف را بسیار ممتاز ارزیابی میکنم. تفاوتِ بنیادینِ این تیم با تیمهای گذشته در دو نکته بود: اول، ترسیمِ چارچوبِ مشخص برای مذاکرات و پایبندیِ اکید به آن؛ و دوم، ایستادگیِ قاطع بر خطوط قرمزی که رهبریِ معظم و “شعام” تعیین کرده بودند. آنها در هیچ مرحلهای از این خطوطِ قرمز عقبنشینی نکردند و این همان رمزی بود که تلاشِ میدانیِ نیروهای مسلح را به نتایجِ دیپلماتیکِ درخشان تبدیل کرد.»
عامل اصلی پیروزی ما ایمان مردم، حضور در خیابان، جانفشانی نیروهای مسلح و تبعیت از ولایت و رهبری بود
- «برخی تحلیلگران امضای این تفاهمنامه را دستاورد میدان و نتیجه مجاهدتهای نیروهای مسلح میدانند. با توجه به جانفشانیهای این نیروها، به نظر شما چگونه باید در دوران پس از جنگ از آنها قدردانی کرد؟»
«در این نبرد عظیم، یک ابرقدرتِ جهانی مستقیماً به مصاف ملت ایران آمده بود و رژیمِ قلدر و اشغالگری مثل رژیم صهیونیستی نیز در کنارش قرار داشت. این ایستادگیِ جانانه ملت ما و نیروهای مسلحِ ما بود که در برابر هجوم آنها ایستاد و اجازه نداد دشمن به اهدافش برسد؛ آنها ضربات مهلکی دریافت کردند، بهطوریکه در همان جنگِ ۴۰ روزه، از روز دهم یا یازدهم، دشمن بود که به فکر آتشبس افتاد.
عامل اصلی این پیروزی، ایمانِ مردم، حضور آنها در صحنه و تبعیت از ولایت و رهبری بود. نیروهای مسلحِ ما نیز فرزندانِ همین ملتاند؛ من همیشه میگویم که رزمنده شجاع، از دلِ ملتِ شجاع برمیخیزد. این نیروها واقعاً با ایمانِ راسخ و عزمِ پولادین توانستند در مقابل دشمن بایستند و آنها را [در رسیدن به اهدافشان ناکام بگذارند.]»
نباید بگذاریم انسجام جامعه از دست برود
«آنها میخواستند مردم را مأیوس و منکوب کنند و نگذارند به اهدافشان برسند. همین چند روز قبل، ترامپ صریحاً اعلام کرده بود که تا زمانی که ایران این توافقنامه را نپذیرد و پای امضا نیاید، ما هر شب حمله خواهیم کرد. اما چه شد که از حرفش برگشت؟ دو بار حمله کردند، اما دوباره ناچار شدند از موضع خود عقبنشینی کنند؛ چون از رزمندگان ما پاسخهای محکم و قاطع دریافت کردند. در میدان نبرد هم اگر آنها یک یا دو نقطه را میزدند، نیروهای ما نقاط بیشتری را هدف قرار میدادند. این بار هم آمریکا دید که پایگاه اردن هم زیر ضربات سنگین موشکی ما قرار گرفت و فهمید که ایران اینگونه نیست که زیر فشار و تهدید، چیزی را بپذیرد.
به قول امام شهید ما، زمانِ بزن دررو تمام شده است. هر بار که ضربهای زدند، دو برابر آن را دریافت کردند. همین قدرت دفاعی و ایستادگی رزمندگان و ملت ماست که برای آن هیچ پاداش و جبرانی را نمیتوان تصور کرد، جز اینکه همواره در دل ملت ما جا دارند و از افتخارات این ملت به شمار میروند. از این پس نیز باید حمایت از آنها بیش از گذشته باشد و نیروهای ما، از هر جهت، برای تهدیدهای آینده آمادهتر شوند. ملت ما، مسئولان، دولت و مجلس، همه باید پشتیبانی و حمایت لازم را از رزمندگان داشته باشند.»
- ایرنا- مگر هر جنگی نهایتاً به مذاکره ختم نمیشود؟ چرا برخی افراد به تفاهم اخیر ایران و آمریکا انتقاد دارند؟
این افراد، دلسوزان نظام و انقلاباند. طبیعی است که در یک مسئله بسیار مهم، حساس و فنی، و در موضوعی که امکان تفسیرهای مختلف دارد، نظرات متفاوت هم وجود داشته باشد. در خود مجلس هم وقتی موضوعی مطرح میشود، دیدگاههای موافق و مخالف وجود دارد. نمیشود انتظار داشت در مسئلهای مثل جنگ، با این همه سابقه و با چندین بار عهدشکنی از سوی آمریکا، همه یکصدا بگویند این مسیر مذاکره و گفتوگو کاملاً درست است و تمام بندها نیز بیچونوچرا پذیرفته شوند. چنین انتظاری نه در مسئولان باید باشد و نه در جامعه. این امر کاملاً طبیعی است که افراد سؤال داشته باشند، ابهام داشته باشند یا حتی نظر انتقادی بدهند؛ چهبسا همین نقدها باعث شود مسئولان ما با دقت بیشتری عمل کنند.
اگر مثلاً کل جامعه ساکت میماند و همه میگفتند “آقا، هرطور شده این را تمام کنید”، ممکن بود مسئولان هم دچار غفلت یا خطای محاسباتی شوند. همانطور که مقام معظم رهبری حضرت آیتالله خامنهای فرمودند، هم تابآوری و حضور مردم در صحنه، و هم هشیاری نسبت به خطای محاسباتی مسئولان، دو امر بسیار مهم است. اگر جامعه سکوت میکرد، این خطای محاسباتی میتوانست رخ بدهد.
بنابراین من معتقدم اینکه عدهای منتقد باشند، گفتوگو کنند و نظرشان را بگویند، در مرحله اول نباید منفی تلقی شود و نباید آنها را صرفاً “اقلیت پرسر و صدا” یا جریان تخریبی نامید. اینها بخشی از جامعهاند؛ بخشی از نیروهای انقلابی درون نظام که به ولایت و رهبری نیز اعتقاد دارند.»
باید نگاهمان به این عزیزان، نگاهی برآمده از همدلی باشد. ثانیاً، نکته مهمی که باید به این عزیزان یادآور شویم این است که من همیشه به عنوان یک روحانی، چه در مجلس و چه در سایر جایگاهها، با تمامی جریانهای سیاسی با این رویکرد مواجه شدهام که همه را در درونِ دایره انقلاب ببینیم. باید طوری عمل کنیم که دشمن از اختلافنظرهای ما سوءاستفاده نکند. در همین راستا بود که رهبر عزیزمان نیز فرمودند: “حتی اگر سخن حقی دارید، آن را مایه اختلاف و نزاع قرار ندهید. ”
اکنون که این قضیه نهایتاً در شورای عالی امنیت ملی تصویب شده و همگان مطلعاند که حضرت آقا این امر را به شعام واگذار کرده بودند و حتی نصابِ رأی نیز تعیین کرده بودند، دیگر نباید بگذاریم انسجام جامعه از دست برود. ما در مسیرِ تبعیت از رهبری، متحد باقی میمانیم. اگر خداینکرده مسئولین میخواستند از خطوط قرمزِ تعیینشده توسط ایشان عبور کنند، هم رهبری هشدار میدادند و هم مردم نخواهند پذیرفت. اما در شرایط فعلی، پیشنهاد من برای پاسخ به منتقدین دو چیز است: اول، مسئولینِ دخیل در مذاکرات، اعم از شعام، وزارت خارجه و مجلس، بندهای توافق را بهصورت شفاف و دقیق برای مردم تبیین کنند. دوم، جلساتِ رودررو و مستقیم با منتقدین برگزار کنند و به سؤالات و دغدغههای آنان پاسخ دهند.»
تندترین انتقادها مجوز این نمی شود که افراد دست به توهین بزنند یا شعارهایی علیه مسئولان سر دهند
- منظورمان مشخصاً تخریبها و توهینهایی بود که نسبت به رئیس و اعضای تیم مذاکرهکننده مطرح میشود، نه لزوماً انتقاداتِ سازنده در این باره نظرتان را بفرمایید؟
«بله، کاملاً درست میفرمایید. قطعاً حتی اگر تندترین انتقاد را هم داشته باشیم یا با مسئلهای ۱۰۰ درصد مخالف باشیم، این مجوز را ندارند که دست به توهین بزند یا شعارهای علیه مسئولین سر دهد. چهبسا کسانی که اصلاً اعتقادی به هیچیک از این طرفها ندارند، از این فضای مسموم سوءاستفاده کنند، افراد نفوذی بفرستند تا تنشها را شدیدتر کنند و انسجام ما را به هم بریزند. امروز “وحدت و انسجام”، از اوجبِ واجبات است؛ چرا که همین عامل، دلیل اصلیِ پیروزی ما بوده است. اگر این انسجام را از دست بدهیم، دشمن دوباره طمع میکند به این مملکت بازگردد، ضربه بزند و جنگی تازه به راه بیندازد.»
- «این دو جنگ باعث شده افکار عمومی دنیا نسبت به ایران و آمریکا دگرگون شود. قبلاً دنیا از قدرتهای پنهانیِ آمریکا هراسان بود، اما اکنون با ایستادگیِ ایرانیها، این تصویر در هم شکسته و حتی به نوعی تحقیرِ آمریکا بدل شده است. نمونهاش سفر اخیر ترامپ به چین بود که دیدیم هیمنه او چقدر درهمشکسته به نظر میرسید. نظر شما در اینباره چیست؟»
«نکته بسیار دقیقی را اشاره کردید. استقامت و ایستادگی ملت و رزمندگان ما در این جنگ، اولاً هیمنه و هژمونیِ آمریکا را در دنیا درهم شکست. بعد از جنگ جهانی دوم، هیچ کشوری جرات نکرده بود مقابل آمریکا بایستد، چه رسد به اینکه گلولهای به سمت آنها شلیک کند. آنها هر جا که میخواستند وارد میشدند و هر کاری میخواستند میکردند؛ برای مثال، در بیخ گوش خودشان در ونزوئلا، رئیسجمهور را در عرض یکی دو ساعت حذف کردند و دنیا هیچ کاری نتوانست انجام دهد.
اما اکنون ببینید که چه اتفاقی افتاده است، در جلسه کنگره، نمایندهای از فرمانده سنتکام میپرسد: “در ۲۵۰ سال گذشته، نیروی دریایی آمریکا هر جا که رفته توانسته مسیر را باز کند؛ شما چرا نتوانستید تنگه هرمز را باز کنید؟ ” و او هیچ جوابی برای این پرسش نداشت. بله، قدرت پوشالی و فرسوده آمریکا به لطف این ایستادگی در هم شکسته است.»
«در واقع با شکست این هیمنه، دستِ رقبای قدرتمندِ آمریکا در سطح جهان، نظیر چین و روسیه، بازتر شد. برای جهانیان آشکار شد که آمریکا دیگر آن “کدخدا” خودخواندهای نیست که هر چه اراده کند بتواند انجام دهد؛ بلکه ملتها و دولتهایی هستند که میتوانند در برابرش قد علم کنند و این ابهت پوشالی را در هم بشکنند.
نکتهی دوم، ظهور و بروز قدرت ایران برای جهانیان بود. بسیاری از تحلیلگرانِ شرق و غرب اذعان کردند که ایران به عنوان “قدرت چهارم” در جهان ظهور کرده است. این واقعیت، هم برای سیاستمداران و هم برای افکار عمومیِ دنیا روشن شد. به یاد بیاورید پیش از این جنگ، وطنفروشان و اپوزیسیونِ خائن چه فضای سنگین و مسمومی علیه ملت ایران ایجاد کرده بودند؛ کسانی که در نهایتِ پستی، از دشمن، آمریکا و اسرائیل میخواستند که کشور خودمان را مورد حمله قرار دهند. این لکه ننگی است که در تاریخ خواهد ماند؛ آنها برای رسیدن به قدرت، از دشمن خواستند ایران را بزند و فاجعهای چون حادثهی مدرسهی “شجره طیبه” را رقم زدند که در آن دانشآموزان بیگناه به خاک و خون کشیده شدند. اما ملت ایران نشان داد که هرگز اجازهی بازگشت به چنین جریاناتِ وابسته و خائنی را نخواهد داد.
در این جنگ، آن فضای کاذبی که وطنفروشان در خارج از کشور ساخته بودند نیز فروریخت. پیشتر، طرفداران جمهوری اسلامی در خارج از کشور امنیت روانی نداشتند که در میادین حاضر شوند، اما اکنون دیدیم که در بسیاری از کشورهای اروپایی، مردم – اعم از مسلمان و غیرمسلمان، ایرانی و غیرایرانی – در حمایت از جمهوری اسلامی به خیابانها آمدند و پرچم ایران را به عنوان نمادی مقدس و مبارک از ایستادگی در برابر استکبار جهانی برافراشتند.»
ایرنا-در این جنگ، راهبرد ما از “دفاعی” به “پیشدستانه” تغییر کرد. این تغییر چقدر در دستیابی به اهدافمان مؤثر بود؟»
«بسیار تأثیرگذار بود. ما در این نبرد تغییرات بنیادینی داشتیم. رهبر عزیزمان، حضرت امام خامنهای (مدظلهالعالی)، پیشتر فرموده بودند که اگر جنگی شروع شود، جنگی منطقهای خواهد بود؛ و دقیقاً همینطور هم شد. ما نمیتوانستیم بنشینیم و تماشا کنیم که آمریکا از آن سوی دنیا بیاید و در کشورهای پیرامونی ما پایگاه بزند تا از آن طریق ما را هدف قرار دهد. وقتی موشکهای ما مستقیماً به خاک آمریکا نمیرسید، راهکار عملی، زدنِ همان پایگاهها بود.
مردم منطقه با هر حمله ایران به پایگاههای آمریکا جشن میگرفتند
ایران به شکلی قاطعانه ۱۷ پایگاه آمریکا را هدف قرار داد که ۱۳ مورد آن بهطور جدی آسیب دید. خودشان اعتراف کردند که برخی از این پایگاهها به “صحرای برهوت” تبدیل شده است؛ یعنی سرمایهگذاریهای ۵۰ تا ۷۰ ساله آنها در عرض ۴۰ روز، زیر ضرباتِ موشکی و پهپادیِ رزمندگان ما نابود شد. این همان راهبرد جدید بود. ما به دولتهای همسایه هم اعلام کردیم که با آنها کاری نداریم و تنها پایگاههای اشغالگر را هدف قرار میدهیم؛ جالب اینکه حتی مردمِ همان کشورها نیز وقتی موشکهای ما به پایگاههای آمریکا اصابت میکرد، خوشحال بودند و این راهبرد، فصل جدیدی را در معادلات منطقهای گشود.»
راهبرد “پیشدستانه” ایران؛ ضربهی مهلک به هژمونی آمریکا و گشودن فصل نوینی از امنیت منطقهای
«این رویکرد گسترده و همچنین مفهوم “جنگ نامتقارن” نکته مهم دیگری را روشن ساخت که کشورهای همسایه مشاهده کردند که پایگاههای آمریکایی مستقر در خاکشان، نه تنها برای امنیت خودشان، بلکه حتی به عنوان یک بار سنگین مالی و اقتصادی، عملاً ضدامنیت شده است. این امر موجب شده تا آنها در راهبردهای سیاسی و نظامی خود بازنگری کنند. اکنون درک میکنند که اگر امنیت واقعی در منطقه را میخواهند، باید به جای اتکا به آمریکا که خود عامل ناامنی در جهان است، به ایرانِ انقلابی روی آورند؛ کشوری که در طول ۴۷ سال گذشته هرگز به کشوری حمله نکرده، جنگی را آغاز نکرده و همواره در مقام دفاع بوده است. جمهوری اسلامی میتواند با همکاری با سایر کشورهای منطقه، امنیت پایدار را برقرار سازد.»
خطاب به مردم عزیزمان، که ملتی برانگیخته و برگزیده هستند، همانگونه که امام شهیدمان (رضوانالله تعالی علیه) پیشبینی کرده بودند: اکنون که نزدیک به چهار ماه از این حماسه میگذرد و این حضور بینظیر و تاریخی – که سابقهی اتصال ماه رمضان به محرم و این حجم از اجتماعات مردمی در ۱۴۰۰ سال گذشته بیسابقه است – در حال تکمیل است، باید این حرکت عظیم را به پیروزی بزرگی بدل کنیم. تشییع پیکر مقدس رهبر عزیزمان، خود یک رفراندوم عظیم در دفاع از کیان این ملت و حضور جهان اسلام خواهد بود.هر آنچه هست، در مسائل اخیر و توافقات، در چارچوب نیروهای خودی و انقلابیِ درونِ پیکرهی نظام است. اجازه ندهیم برخی افراد این مسائل را به نقطهی اختلاف تبدیل کنند. با گفتگوهای صمیمیانه، خویشتندارانه و با حمایت از دستاوردها و پیروزیهای بزرگی که به دست آوردهایم، با حمایت از رزمندگان و با پیروی از ولایت، این مسیر را ادامه خواهیم داد. همانگونه که در سوره مبارکه فتح، آیه شریفه «وَعَدَکُمُ اللَّهُ مَغَانِمَ کَثِیرَةً تَأْخُذُونَهَا» (خداوند به شما غنائم و دستاوردهای بسیاری وعده داده که به زودی به آنها خواهید رسید) میفرماید، این وعده شامل مواردی چون تنگه هرمز و سایر دستاوردهای کنونی ماست. با استقامت و پایداری، به پیروزیهای بزرگتر نیز دست خواهیم یافت. باز هم از لطف شما سپاسگزارم.»



