شهادت یازدهمین اختر امامت؛ طلوع امید در شب غیبت
آستان بهارستان؛ در اندیشهٔ شیعی، هر امام، خورشیدی است که زمین معرفت بدون پرتو او در ظلمت فرو میرود. امام حسن عسکری(ع) با ۲۸ سال عمر، درخششی چنان داشت که حتی دشمنان سرسخت بنیعباس نیز تاب نور او را نیاوردند. شهادت این امام جوان، درست در آستانه غریبترین دوران تاریخ امامت یعنی عصر غیبت رخ داد.
شب یتیمی خورشید یعنی غروب یک خورشید و طلوع خورشیدی دیگر در همان شب تار؛ خورشیدی پنجساله که پرچم امامت را تا ابدیت برافراشته نگه داشت. این شب، شب یتیمی یک امت و شب تولّد یک طلوع جاودان است.
امام حسن عسکری(ع) در سال ۲۵۴ هجری، پس از شهادت پدر بزرگوارشان امام هادی(ع)، به امامت رسیدند. ایشان به سبب اقامت اجباری در شهر عسکر، سامرا امروز که مقر لشکریان خلفای عباسی بود به عسکری مشهور شدند. این شهر، نه یک شهر عادی، که اردوگاه نظامی تحت مراقبت مستقیم دستگاه خلافت بود. خلفا عباسی به ویژه معتمد، امام را در حصاری از جاسوسان و مأموران مسلح محاصره کرده بودند تا هرگونه ارتباط ایشان با شیعیان را قطع کنند.
شش سال امامت امام عسکری(ع) از ۲۵۴ تا ۲۶۰ قمری اگرچه کوتاهترین دوره امامت در میان ائمه اثنیعشر است، اما حساسترین و سرنوشتسازترین دوران به شمار میرود. در این سالها، اختناق سیاسی به اوج رسید، شیعیان در بغداد و سامرا تحت شکنجه بودند، و امام حتی نمیتوانست آشکارا با پیروان خود ملاقات کند. از این رو، ایشان با تقویت نظام وکالت که شبکهای از نمایندگان مورد اعتماد در شهرهای مختلف بودند ارتباط خود را با شیعیان حفظ کردند و زیرساخت هدایت امت را برای دوران غیبت پیش رو آماده ساختند.
هشتم ربیعالاول سال ۲۶۰ هجری قمری، روزی است که تاریخ شیعه را برای همیشه دگرگون کرد. امام عسکری(ع) در ۲۸ سالگی، به دستور معتمد، با زهر مسموم شدند و به شهادت رسیدند.
امام حسن عسکری(ع) در لحظات پایانی عمرشان فرزند پنجساله خود حضرت مهدی(عج) را فرا خواندند و در حالی که اشک از دیدگانشان جاری بود، او را در آغوش گرفتند و فرمودند: «به خدا سوگند، او صاحب شما پس از من، و قائم شماست. از او اطاعت کنید که دینتان را تباه نخواهد شد.» سپس فرزندشان را به خدا سپردند و جان به جانآفرین تسلیم کردند. در همین هنگام، مأموران خلیفه درب خانه را شکستند تا کودک را بیابند و از امامت او جلوگیری کنند، اما او به عنایت الهی، از دیدگانشان پنهان ماند.
عجیبترین بخش این واقعه، نحوه تشییع پیکر امام است. احمد بن عبیدالله بن خاقان که وزیر معتمد و از دشمنان اهلبیت بود اعتراف کرده است که در روز شهادت، رستاخیزی در سامرا پدید آمد؛ بازارها تعطیل شد، بنیهاشم، فرماندهان نظامی و مردم عادی، همه در سوگ امام اشک میریختند و جنازه را بر دستان خود، تا آرامگاه ایشان، تشییع کردند.
احمد بن عبیدالله بن خاقان گفت: گویی روز قیامت برپا شده بود؛ حتی کسانی که در روز، دشمن آن خاندان بودند، در آن لحظه، محو عظمت این مصیبت شدند. این اعتراف دشمن، گویاتر از هر منبع شیعی، بر عظمت جایگاه امام عسکری(ع) در دل مردم گواهی میدهد.
مهمترین دستاورد امامت کوتاه امام عسکری(ع)، گسترش نظام وکالت بود. ایشان با تربیت نمایندگانی همچون عثمان بن سعید عمری، شیعیان را برای دوران غیبت کبری آماده کردند. به برخی وکلای خاص، صراحتاً اعلام شد که پس از شهادت امام، عثمان و سپس فرزند او، و پس از آن دو تن دیگر، به ترتیب، نوّاب خاص حضرت مهدی(عج) در غیبت صغری خواهند بود. این تدبیر آیندهنگرانه، نشان میدهد که امام عسکری(ع) از آغاز، میدانستند دوران حضور به پایان رسیده و باید امت را برای قرنها انتظار فعال، آماده کنند.
برای شیعیان، سه درس بزرگ در این واقعه نهفته است:
اول؛ مدیریت بحران و آیندهنگری. امام در کوتاهترین زمان، زیرساخت هدایت امت را برای قرنها فراهم کرد. این درس تدبیر، حتی در خفقانآورترین شرایط، راهگشاست.
دوم؛ قدرت نرم ایمان و محبّت. دشمنان با تمام قدرت نظامی، نتوانستند جلوی گسترش تشیع را بگیرند. آنچه آنان را شکست داد، حضور مردمی بود که در سوگ امام، بازارهای سامرا را تعطیل کردند.
سوم؛ امید به آینده. شهادت امام عسکری(ع)، آغاز غریبترین دوران تاریخ بود، اما شیعه با تکیه بر انتظار فرج، بالندهتر شد. این پیام، یعنی هرگز از رحمت الهی و وعدهٔ ظهور، مأیوس نشویم.
سالروز شهادت امام حسن عسکری(ع)، فقط یک مناسبت سوگواری نیست؛ فرصتی است برای تأمّل بر این حقیقت که دین خدا، با شهادت اولیاء پایان نمییابد. غروب خورشید امامت یازدهم، طلوع خورشید امامت دوازدهم را به همراه داشت؛ خورشیدی که امروز در پس ابرهای غیبت پنهان است، اما امّت، به وعدهٔ الهی، روشنایی قطعی آن را در افق ظهور، نظارهگر خواهد بود. امشب، شب یتیمی خورشید است، اما صبحِ فردا، صبح طلوع دوبارهٔ امید است. پایان خبر/111



