آزادگان جهان نگذارند نسلکشی در غزه رویه عادی شود/ وقتی کودکی زیر آوار سیاست دفن میشود
یادداشت: فاطمه سادات محمدی
آستان بهارستان؛ بعضی تاریخها در تقویم، فقط یک روز نیستند؛ زخمی هستند که بر حافظه جمعی بشر میمانند. ۲۵ مهر، روز نسلکشی کودکان و زنان فلسطینی، از همین جنس است؛ روزی برای به یاد آوردن انسانهایی که در میان آتش جنگ، پیش از آنکه فرصت زندگی پیدا کنند، قربانی خشونتی شدند که جهان هنوز در مهار آن ناتوان مانده است.
در غزه، جنگ فقط خانهها را ویران نکرده است؛ اتاقهای کودکی، دفترهای مشق، عروسکها، رؤیاهای کوچک و آینده خانوادهها را نیز زیر آوار برده است. کودکی که باید نگران امتحان فردا باشد، با صدای انفجار از خواب میپرد؛ مادری که باید برای فرزندش قصه بخواند، میان آوار به دنبال نشانی از او میگردد؛ و پدری که آرزو داشت فرزندش را تا مدرسه همراهی کند، گاهی حتی فرصتی برای وداع نمییابد.
اینها فقط تصویرهای تلخ یک جنگ نیستند؛ نشانههای فروپاشی ابتداییترین حق انساناند: حق زندگی در امنیت، حق برخورداری از خانواده و حق داشتن آینده.
وقتی عددها، چهره انسانها را پنهان میکنند
در خبرها، شمار کشتهشدگان با عدد بیان میشود؛ عددهایی که هر روز تغییر میکنند و گاهی چنان تکرار میشوند که خطر عادیشدن فاجعه را به همراه دارند. اما پشت هر عدد، انسانی ایستاده است؛ کودکی با نامی مشخص، مادری با آرزوهای ناتمام و خانوادهای که جهانش در چند لحظه از هم پاشیده است.
خطرناکترین اتفاق، تنها کشتهشدن انسانها نیست؛ عادتکردن جهان به کشتهشدن آنهاست. هنگامی که تصاویر کودکان جانباخته برای چند ساعت به صدر اخبار میآیند و سپس جای خود را به خبرهای دیگر میدهند، باید پرسید چه چیزی در وجدان عمومی آسیب دیده است؟ چگونه ممکن است مرگ کودکان به خبری تکراری تبدیل شود، بیآنکه ارادهای متناسب با ابعاد این فاجعه شکل بگیرد؟
مسئله فلسطین، آزمونی برای توانایی انسان معاصر در تشخیص مرز میان قدرت و حق، امنیت و انتقام و سیاست و انسانیت است. هیچ ملاحظه سیاسی نمیتواند حق حیات غیرنظامیان را بیارزش کند و هیچ توجیهی نباید حمله عمدی به غیرنظامیان، گرسنگیدادن به آنان یا محرومکردنشان از نیازهای حیاتی را عادی جلوه دهد.
کودکان، قربانیان خاموش تصمیمهای بزرگ
کودکان نه در تصمیمهای نظامی نقشی دارند و نه در محاسبات سیاسی سهمی؛ بااینحال، اغلب سنگینترین هزینهها را میپردازند. آسیب جنگ برای کودکی که زنده میماند نیز با توقف صدای انفجار پایان نمییابد. فقدان والدین، جدایی از خانواده، آوارگی، سوءتغذیه، محرومیت از آموزش و اضطراب مداوم میتوانند سالها بر زندگی او سایه بیندازند.
زنان نیز در چنین شرایطی با بار مضاعفی از رنج مواجهاند؛ زنانی که باید در میان کمبود آب و غذا، نبود امکانات درمانی و ناامنی، از کودکان و سالمندان مراقبت کنند و همزمان با سوگ، ترس و آوارگی دستوپنجه نرم کنند. بسیاری از آنان نه فقط عزیزان خود، بلکه خانه، امنیت و امکان بازسازی زندگی را از دست میدهند.
از این منظر، دفاع از زنان و کودکان فلسطینی صرفاً واکنشی احساسی به تصاویر تلخ نیست؛ دفاع از اصولی است که اعتبار حقوق بشر و حقوق بشردوستانه بینالمللی به آنها وابسته است.
نسلکشی؛ واژهای که نباید به شعار تقلیل یابد
نسلکشی مفهومی حقوقی با تعریف مشخص در کنوانسیون ۱۹۴۸ سازمان ملل متحد است و تشخیص حقوقی آن به بررسی اعمال ممنوعشده و قصد ویژه نابودکردن تمام یا بخشی از یک گروه ملی، قومی، نژادی یا مذهبی نیاز دارد. بنابراین، کاربرد این اصطلاح در توصیف وقایع باید با توجه به شواهد و روندهای حقوقی انجام شود؛ اما این دقت حقوقی، بههیچوجه از ضرورت محکومیت کشتار غیرنظامیان، حفاظت از کودکان و زنان و مطالبه پاسخگویی نمیکاهد.
آنچه امروز اهمیت دارد، تبدیل همدردی به مسئولیت است: مطالبه دسترسی امن و بدون مانع کمکهای بشردوستانه، حمایت از درمان مجروحان، حفاظت از مراکز درمانی و آموزشی، آزادی گروگانها و افراد بازداشتشده خودسرانه مطابق حقوق بینالملل، و پاسخگوکردن مسئولان نقضهای جدی حقوق بشر و حقوق بشردوستانه.
سکوت در برابر رنج انسانها، بیطرفی نیست؛ همانگونه که دفاع از قربانیان نباید به نفرتپراکنی علیه هیچ ملت یا پیروان هیچ دینی تبدیل شود. مسئولیت اخلاقی ما، ایستادن در کنار انسانهای بیدفاع و مخالفت با هرگونه مجازات جمعی، تبعیض و خشونت علیه غیرنظامیان است.
از تقویم تا وجدان عمومی
۲۵ مهر نباید تنها روزی برای انتشار چند تصویر اندوهبار، نوشتن چند جمله اعتراضی و سپس بازگشت به زندگی عادی باشد. این روز باید به فرصتی برای پرسیدن از خودمان تبدیل شود: برای کودک فلسطینی چه کردهایم؟ آیا صدای او را به گوش دیگران رساندهایم؟ آیا در برابر تحریف واقعیت ایستادهایم؟ آیا توانستهایم از ظرفیت رسانه، دانشگاه، نهادهای مدنی و افکار عمومی برای مطالبه اقدام مؤثر استفاده کنیم؟
رسانهها در این میان مسئولیتی سنگین دارند. روایت زندگی قربانیان، ثبت شهادت بازماندگان، راستیآزمایی تصاویر و آمار، پرهیز از انتشار محتوای تأییدنشده و جلوگیری از تبدیل رنج انسانها به ابزار رقابت سیاسی، بخشی از وظیفه حرفهای و اخلاقی خبرنگاران است. کودک فلسطینی نباید فقط در لحظه مرگ دیده شود؛ او پیش از آن، انسانی با نام، خانواده، استعداد و آیندهای بوده که حق داشت آن را زندگی کند.
۲۵ مهر، یادآور این حقیقت تلخ است که تمدن را نمیتوان فقط با پیشرفت فناوری، قدرت نظامی یا شمار قطعنامهها سنجید. معیار واقعی تمدن، میزان توانایی آن در حفاظت از آسیبپذیرترین انسانهاست.
جهان اگر میخواهد از انسانیت سخن بگوید، باید صدای کودکانی را بشنود که زیر آوار، نه فقط خانههایشان، بلکه اعتمادشان به عدالت جهانی فرو ریخته است.
تاریخ درباره جنگها قضاوت خواهد کرد؛ اما پرسش امروز این است: پیش از آنکه تاریخ داوری کند، ما برای نجات جان انسانها چه کردهایم؟



