از اختلاف نظر تا همسرنوشتی؛ مسئولیت پارلمان در حفظ انسجام ملی
یادداشت : فاطمه سادات محمدی
آستان بهارستان؛ انسجام ملی را نمیتوان با یک جمله ساخت، با یک بیانیه تضمین کرد یا با تکرار واژه وحدت در سخنرانیها به وجود آورد. همبستگی زمانی شکل میگیرد که شهروندان، با وجود تفاوت در سلیقهها، نگرشها، مطالبات و حتی انتقادهایشان، احساس کنند در سرنوشت مشترکی سهیماند و نهادهای عمومی نیز این تفاوتها را به رسمیت میشناسند.
در میان نهادهای سیاسی، مجلس شورای اسلامی جایگاهی ویژه در این زمینه دارد؛ زیرا ساختار نمایندگی آن، دستکم در منطق حقوقی و سیاسی، قرار است صداهای متنوع جامعه را به عرصه تصمیمگیری عمومی منتقل کند. مجلس میتواند محل برخورد دیدگاههای متفاوت باشد، اما مأموریت آن نباید در اختلاف متوقف شود. وظیفه پارلمان این است که از دل تفاوتها، امکان گفتوگو، تصمیمسازی و یافتن راهحلهای مشترک را فراهم کند.
در شرایط جنگ و تهدید خارجی، اهمیت این مأموریت بیشتر میشود. زمانی که امنیت، آرامش روانی، اقتصاد و زندگی روزمره مردم تحت فشار قرار میگیرد، جامعه به نشانههایی از مسئولیتپذیری و همدلی نیاز دارد. مردم در چنین روزهایی تنها به شنیدن پیامهای وحدت نیازمند نیستند؛ آنها میخواهند بدانند نهادهای تصمیمگیر، مشکلات واقعیشان را میبینند و برای کاهش فشارها برنامه دارند.
در این میان، مجلس از دو مسیر میتواند در تقویت انسجام ملی نقشآفرینی کند: نخست، از طریق موضعگیری و دیپلماسی پارلمانی در دفاع از منافع ملی؛ دوم، از طریق تصمیمهای عملی در حوزه اقتصاد، معیشت، خدمات عمومی و نظارت بر دستگاههای اجرایی.
انسجام ملی با حرف محقق نمیشود
مسیر نخست، به معنای تبدیل مجلس به صدای حقوقی و سیاسی ملت در برابر افکار عمومی و نهادهای بینالمللی است. نمایندگان میتوانند از ظرفیت ارتباط با پارلمانهای دیگر، گروههای دوستی، مجامع بینالمللی و شخصیتهای سیاسی برای تبیین مواضع کشور و پیگیری مسائل مرتبط با تجاوز نظامی استفاده کنند. این فعالیت زمانی اثرگذار خواهد بود که از سطح موضعگیریهای کلی فراتر رود و به ارائه مستندات، ارتباطات هدفمند و پیگیریهای قابل ارزیابی برسد.
مسیر دوم، شاید برای زندگی روزمره مردم ملموستر باشد. انسجام ملی فقط در لحظه مواجهه با تهدید خارجی شکل نمیگیرد؛ بلکه در تجربه شهروندان از عدالت، شنیده شدن و برخورداری از حمایت عمومی نیز ریشه دارد. خانوادهای که نگران معیشت خود است، کارمندی که از آینده شغلیاش اطمینان ندارد یا تولیدکنندهای که با اختلال در فعالیت اقتصادی مواجه شده، وحدت را در رفتار مسئولان و کیفیت تصمیمهای آنها جستوجو میکند.
از همین رو، یکی از وظایف مهم مجلس در شرایط بحرانی، جلوگیری از تبدیل فشارهای اقتصادی به شکافهای اجتماعی است. قانونگذاری دقیق در زمینه حمایت از اقشار آسیبپذیر، نظارت بر توزیع عادلانه منابع، پیگیری تأمین کالاهای ضروری و مطالبه پاسخ روشن از دستگاههای مسئول، میتواند به تقویت اعتماد عمومی کمک کند. البته هیچیک از این موارد با اعلام موضع جایگزین نمیشود؛ باید آثار تصمیمها در زندگی مردم دیده شود.
مجلس همچنین میتواند الگوی گفتوگوی مسئولانه باشد. اختلاف نظر در پارلمان نه یک نقص، بلکه بخشی از ماهیت نمایندگی است. نمایندگان از حوزههای انتخابیه و گروههای اجتماعی متفاوتی میآیند و طبیعی است که درباره اولویتها و شیوه حل مسائل دیدگاههای یکسانی نداشته باشند. آنچه اهمیت دارد، شیوه مدیریت این اختلافهاست. اگر اختلاف به تخریب، حذف یا بیاعتبار کردن دیگری منجر شود، ظرفیت گفتوگو کاهش مییابد؛ اما اگر در چارچوب قواعد، استدلال و احترام متقابل مدیریت شود، میتواند کیفیت تصمیمگیری را افزایش دهد.
در روزهای بحران، جامعه به شنیدن صدای مشترک نیاز دارد، اما صدای مشترک لزوماً صدایی یکسان نیست. وحدت ملی به معنای حذف نقد و تفاوت نیست. اتفاقاً شهروندان زمانی احساس تعلق بیشتری میکنند که بدانند میتوانند نگرانیها و انتقادهای خود را بدون آنکه از دایره همبستگی خارج شوند، بیان کنند. پارلمانی که نقد را تحمل میکند، ظرفیت بیشتری برای نمایندگی جامعه متکثر دارد.
وحدت و نقش مجلس
نقش مجلس در این زمینه از نظارت بر عملکرد دولت نیز جدا نیست. اگر دستگاهی در ارائه خدمات عمومی کوتاهی کند، اگر منابع حمایتی بهدرستی توزیع نشود یا اگر تصمیمی به افزایش فشار بر مردم منجر شود، نمایندگان باید آن را پیگیری کنند. سکوت در برابر ضعفها به انسجام کمک نمیکند؛ بلکه ممکن است فاصله میان مردم و نهادهای عمومی را افزایش دهد. نقد مسئولانه، در واقع تلاشی برای ترمیم اعتماد است.
وحدت و نقش رسانه
در کنار این مسئولیتها، رسانهها نیز باید مراقب باشند که مفهوم وحدت را به پوششی برای حذف پرسشهای عمومی تبدیل نکنند. رسانه حرفهای میتواند همزمان دو کار انجام دهد: اقدامات مؤثر نهادهای عمومی را بازتاب دهد و درباره نقاط ضعف آنها پرسش کند. چنین رویکردی نه تنها با انسجام ملی در تضاد نیست، بلکه آن را بر پایه آگاهی و اعتماد تقویت میکند.
یکی از مهمترین آزمونهای مجلس در دورههای بحرانی، توجه به گروههایی است که کمتر امکان رساندن صدای خود را دارند؛ از خانوادههای کمدرآمد تا کسبوکارهای کوچک، از مناطق آسیبدیده تا افرادی که به دلیل شرایط اضطراری با محدودیت دسترسی به خدمات مواجه شدهاند. نمایندگی زمانی معنای واقعی پیدا میکند که تنها صدای گروههای پرنفوذ شنیده نشود.
در نهایت، انسجام ملی نه محصول یک روز و یک مناسبت، بلکه حاصل انباشته شدن تجربههای مثبت شهروندان از حکمرانی مسئولانه است. هر تصمیم عادلانه، هر نظارت نتیجهبخش، هر پاسخ روشن و هر فرصتی که برای گفتوگوی محترمانه فراهم میشود، میتواند بخشی از این سرمایه اجتماعی را تقویت کند.
مجلس در برابر جامعهای متنوع و در برابر شرایطی دشوار قرار دارد. وظیفه آن این نیست که تفاوتها را انکار کند؛ باید آنها را به رسمیت بشناسد و امکان همکاری بر سر منافع مشترک را فراهم سازد. در روزهای جنگ، دفاع از سرزمین تنها یک مسئولیت نظامی نیست؛ حفظ پیوندهای اجتماعی، صیانت از اعتماد عمومی و جلوگیری از گسست میان مردم و نهادهای تصمیمگیر نیز بخشی از دفاع ملی است.
وحدت ملی زمانی از یک شعار به یک واقعیت پایدار تبدیل میشود که مردم آن را نه فقط در سخنان مسئولان، بلکه در کیفیت تصمیمها، عدالت در اجرا و احترام به صدای متفاوت خود تجربه کنند. مجلس میتواند یکی از مهمترین میدانهای تحقق این همسرنوشتی باشد. پایان پیام/۱۱۰



