اخبار تولیدی و پوششی مجلساخبار مهمکمیسیون تلفیق

پارلمان قوی، از نقد نمی‌ترسد

یادداشت تحلیلی: فاطمه سادات محمدی
آستان بهارستان؛ در هر نظام نمایندگی، میان آنچه مردم از مجلس انتظار دارند و آنچه پارلمان در عمل انجام می‌دهد، فاصله‌ای وجود دارد که باید به‌طور مستمر بررسی شود. این فاصله گاهی نتیجه محدودیت منابع، پیچیدگی مسائل اجرایی یا شرایط غیرمنتظره است؛ اما گاهی نیز از ضعف در اولویت‌گذاری، نظارت ناکافی، ارتباط نامناسب با جامعه و تصمیم‌هایی ناشی می‌شود که نتوانسته‌اند به نتیجه مورد انتظار برسند.

نادیده گرفتن این فاصله، نه به اعتبار مجلس کمک می‌کند و نه اعتماد عمومی را افزایش می‌دهد. اتفاقاً یکی از نشانه‌های بلوغ یک نهاد سیاسی آن است که بتواند درباره عملکرد خود پرسش‌های جدی بشنود، نقاط قوتش را حفظ کند و برای رفع ضعف‌هایش برنامه داشته باشد.

نقد سازنده پارلمانی از همین نقطه آغاز می‌شود: پذیرش این اصل که دفاع از جایگاه مجلس، به معنای دفاع بی‌قیدوشرط از همه عملکردهای آن نیست.

مجلس شورای اسلامی در ساختار حکمرانی کشور مسئولیت‌های متعددی دارد. قانونگذاری، نظارت بر دستگاه‌های اجرایی، بررسی مسائل ملی، نمایندگی مطالبات مردم و مشارکت در دیپلماسی پارلمانی، تنها بخشی از این مسئولیت‌هاست. گستردگی این مأموریت‌ها ایجاب می‌کند که عملکرد مجلس نیز با معیارهای متنوع ارزیابی شود. نمی‌توان صرفاً تعداد مصوبات را ملاک موفقیت دانست، همان‌طور که نمی‌توان همه عملکرد پارلمان را با تعداد جلسات علنی یا سخنرانی نمایندگان سنجید.

یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها این است که قوانین تصویب‌شده تا چه اندازه به حل مسائل واقعی جامعه کمک کرده‌اند. قانون خوب، فقط قانونی نیست که از نظر نگارشی دقیق باشد یا با سرعت تصویب شود؛ باید امکان اجرا داشته باشد، با قوانین دیگر تعارض پیدا نکند، منابع اجرای آن مشخص باشد و آثار آن در زندگی مردم قابل ارزیابی باشد.

از سوی دیگر، کیفیت نظارت مجلس نیز نیازمند سنجش دقیق است. تذکر به یک وزیر یا برگزاری نشست با مدیران، می‌تواند آغاز یک فرآیند نظارتی باشد، اما به‌تنهایی نتیجه محسوب نمی‌شود. مردم حق دارند بدانند پس از این اقدامات چه اتفاقی افتاده است. آیا مشکل رفع شده؟ آیا دستگاه مسئول اصلاح رفتار کرده؟ آیا تصمیمی برای جلوگیری از تکرار تخلف گرفته شده است؟

صندلی نمایندگی؛ امانتی که با پاسخگویی معنا پیدا می‌کند

این پرسش‌ها نباید به‌عنوان مخالفت با مجلس تلقی شوند. برعکس، پرسشگری درباره عملکرد نمایندگان می‌تواند به تقویت جایگاه پارلمان منجر شود؛ زیرا نمایندگی مردم بدون پاسخگویی معنا ندارد.

یکی از حوزه‌هایی که نیازمند توجه جدی است، ارتباط مجلس با افکار عمومی است. بخش مهمی از فعالیت‌های پارلمانی در کمیسیون‌ها و جلسات تخصصی انجام می‌شود و طبیعی است که همه جزئیات آن در قالب خبر روزانه منعکس نشود. با این حال، اگر مردم ندانند یک تصمیم چگونه شکل گرفته، چه استدلال‌هایی پشت آن بوده و چه اثری بر زندگی آنها دارد، فاصله میان مجلس و جامعه افزایش پیدا می‌کند.

زبان پیچیده قوانین نیز یکی از موانع ارتباط عمومی است. بسیاری از مصوبات با اصطلاحات حقوقی و اداری نوشته می‌شوند و فهم آنها برای شهروند عادی آسان نیست. مجلس می‌تواند با توسعه سازوکارهای توضیح عمومی، انتشار نسخه‌های ساده‌شده مصوبات و ارائه گزارش‌های قابل فهم از آثار قوانین، این فاصله را کاهش دهد.

مسئله دیگر، ضرورت تقویت ارتباط نمایندگان با حوزه‌های انتخابیه است. نماینده نباید تنها در زمان انتخابات یا هنگام بروز بحران به سراغ مردم برود. ارتباط مستمر با گروه‌های اجتماعی، تشکل‌های صنفی، نخبگان، زنان، جوانان، کارآفرینان و اقشار آسیب‌پذیر می‌تواند به شناخت بهتر اولویت‌های جامعه کمک کند.

در شرایط جنگی نیز این ضرورت از بین نمی‌رود. هرچند محدودیت‌های امنیتی ممکن است شیوه حضور فیزیکی و برگزاری جلسات را تغییر دهد، اما ارتباط با مردم و پیگیری مشکلات آنان همچنان یک مسئولیت اساسی است. گزارش‌های منتشرشده از فعالیت کمیسیون‌ها در دوره جنگ و اصلاح آیین‌نامه داخلی برای فراهم شدن امکان قانونگذاری در شرایط اضطراری، نشان‌دهنده تلاش برای حفظ استمرار کارکرد پارلمان است.

با این حال، همین تجربه باید به فرصتی برای ارزیابی دقیق‌تر تبدیل شود. آیا سازوکارهای ارتباطی مجلس در وضعیت اضطراری به اندازه کافی کارآمد بوده‌اند؟ آیا مردم به اطلاعات روشن و به‌موقع دسترسی داشته‌اند؟ آیا نتایج نظارت‌ها به شکل قابل سنجش منتشر شده‌اند؟ آیا برای شرایط مشابه آینده، برنامه‌ای جامع‌تر وجود دارد؟

این پرسش‌ها بخشی از نقد سازنده‌اند و پاسخ به آنها می‌تواند به اصلاح سازوکارهای پارلمانی کمک کند.

نکته دیگر، ضرورت ارتقای کیفیت قانونگذاری است. گاهی تعدد طرح‌ها و لوایح می‌تواند توجه را از کیفیت و اولویت‌بندی دور کند. مجلس باید بتواند میان مسائل فوری و راهبردی توازن برقرار کند و از تصویب مقرراتی که بدون بررسی کارشناسی کافی، هزینه‌های اجرایی سنگینی ایجاد می‌کنند، پرهیز کند.

همچنین لازم است ارتباط میان مصوبات مجلس و نتایج آنها نظام‌مند شود. برای هر قانون مهم می‌توان شاخص‌هایی تعریف کرد که پس از گذشت یک دوره مشخص، میزان تحقق اهداف آن را نشان دهد. چنین رویکردی امکان می‌دهد که نمایندگان به جای تکرار وعده‌های کلی، درباره نتیجه تصمیم‌های خود پاسخ دهند.

نقد سازنده، به معنای نادیده گرفتن دستاوردها نیز نیست. هرجا مجلس توانسته با اصلاح قانون، رفع یک مانع، پیگیری یک مشکل یا ایجاد سازوکاری برای استمرار فعالیت در وضعیت اضطراری، گامی مؤثر بردارد، باید آن را منصفانه بازتاب داد. انصاف رسانه‌ای اقتضا می‌کند که نقاط قوت و ضعف در کنار یکدیگر دیده شوند.

اما ستایش زمانی ارزشمند است که بر پایه واقعیت باشد. تعریف‌های کلی و بدون مصداق ممکن است برای مدتی فضای مثبتی ایجاد کنند، اما نمی‌توانند جای تحلیل را بگیرند. در مقابل، نقد مستند می‌تواند حتی به تقویت اعتبار اقدامات مثبت مجلس نیز کمک کند؛ زیرا مخاطب می‌داند نویسنده از موضع بررسی و ارزیابی سخن می‌گوید، نه از موضع تبلیغ.

نقد فرصتی برای بازسازی اعتماد

پارلمان قوی، نهادی نیست که هیچ‌کس از آن انتقاد نکند. پارلمان قوی، نهادی است که از نقد برای شناخت ضعف‌ها، اصلاح تصمیم‌ها و افزایش کیفیت عملکرد استفاده کند. اگر نمایندگان خود را در برابر مردم پاسخگو بدانند، نقد به تهدید تبدیل نمی‌شود؛ بلکه فرصتی برای بازسازی اعتماد خواهد بود.

دفاع واقعی از مجلس، دفاع از حق پرسشگری مردم و ضرورت پاسخگویی نمایندگان است. پارلمانی که نقد را می‌پذیرد، امکان اصلاح خود را حفظ می‌کند؛ و نهادی که امکان اصلاح دارد، شایسته اعتماد پایدارتر خواهد بود.

این شیوه روایت، یک مزیت مهم دیگر هم دارد: امکان ارزیابی منصفانه عملکرد مجلس را فراهم می‌کند. اگر قانونی به نتیجه مطلوب رسیده باشد، سهم قانونگذاری و نظارت پارلمانی قابل بررسی است. اگر قانون در اجرا با مشکل مواجه شده باشد، می‌توان مشخص کرد ضعف از کدام مرحله ناشی شده است؛ آیا متن قانون ایراد داشته، منابع کافی پیش‌بینی نشده یا دستگاه اجرایی به وظایف خود عمل نکرده است؟

در شرایط بحران و جنگ نیز این ایده اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. مردم باید بدانند تصمیم‌های مرتبط با مدیریت شرایط اضطراری، حمایت از تولید، تأمین کالاهای ضروری و حفظ خدمات عمومی چه مسیری را طی می‌کنند و چه نهادی مسئول اجرای آنهاست. روایت چرخه کامل یک تصمیم، می‌تواند به کاهش ابهام و مقابله با شایعات کمک کند.

در عصر انبوه اطلاعات، رسانه‌ای اثرگذار است که فقط خبر تازه تولید نکند، بلکه به مخاطب امکان فهمیدن بدهد. انتشار خبر تصویب یک قانون ضروری است؛ اما توضیح اینکه آن قانون چرا تصویب شد، چگونه اجرا می‌شود، چه نتیجه‌ای داشته و چه کسی باید درباره آن پاسخگو باشد، ارزش افزوده‌ای است که رسانه حرفه‌ای می‌تواند ایجاد کند.

شاید وقت آن رسیده باشد که در روایت پارلمان، به جای شمارش صرف مصوبات، سرنوشت آنها را دنبال کنیم. یک قانون می‌تواند در صحن مجلس تصویب شود، اما اعتبار واقعی آن در زندگی مردم شکل می‌گیرد.

داستان یک مصوبه با رأی‌گیری آغاز می‌شود، اما پایان آن زمانی است که نتیجه‌اش در زندگی شهروندان دیده شود. رسانه‌ای که این مسیر را روایت کند، نه‌فقط مجلس را معرفی کرده، بلکه پلی میان تصمیم پارلمانی و تجربه روزمره مردم ساخته است.پایان پیام/۱۱۰

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا